رحمت الله شريفي نجف آبادى
18
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
موردنظر است ، نه ذاتى در بحث ايساغوجى و كليات خمس ، كه در مقابل عرضى است . چون علم فلسفه ، داراى موضوع و مسائلى است كه حول و حوش آن موضوع است و در تعريف موضوع هرعلمى گفته مىشود : « موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتيه ؛ موضوع هرعلم ، چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتى آن موضوع بحث مىشود » و چون موضوع هرعلم ، آن علم را از علوم ديگر جدا مىكند و درنتيجه ، مسائلشان از هم متمايز مىشود ، لذا نياز به تعريف عرض ذاتى ، احساس مىشود . ملاصدرا ، عرض ذاتى را اينگونه تعريف مىكند : عرض ذاتى ، عرضى است كه فقط عارض خود شىء مىشود ، مانند « موجود ، واجب است » كه واجب ذاتا و فقط عارض موجود مىشود ، بهنحوى كه مىتوان گفت : واجب موجودى است كه در تحقق ، مؤكد است ، لذا ملاك عرض ذاتى اين است كه محمول مستقيما و بدون واسطه در عروض ، به موضوع خود حمل شود ، ولى عروض مثل سياهى براى كلاغ به واسطهء بالهاى سياه آن است ، نه اينكه خودش ذاتا چنين باشد ، لذا اين عرض براى موضوع ، غريب ، بعيد و غيرمستقيم است و محمول نبايد اعم از موضوع باشد و الا باز آن عرض از موضوع خود بيگانه است ؛ به اين ترتيب ، عارض يا مساوى موضوع است ، مثل موجود ، اصيل است يا با مقابلش ، مساوى موضوع است ، مثل موجود واحد است كه واحد با كثير كه مقابل واحد است ، مساوى موجود است « 1 » ، ولى ملاصدرا عروض محمول و امر عرضى را كه بهواسطهاى بر موضوع حمل شده است ، عرض ذاتى تلقى نمىكند ؛ « 2 » درحالىكه ابن سينا آن را قبول ندارد ، كه بحث آن بهزودى مىآيد . ان شاء اللّه
--> ( 1 ) . ملاصدرا ، اسفار عقلى اربعه ، ج 1 ، ص 31 . ( 2 ) . همان .