على ربانى گلپايگانى

377

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

در اين‌جا اين سؤال مطرح مىشود كه ، مقصود از محل در تعريف تقابل چيست ؟ موضوع حقيقى و خارجى است يا اعم از آن و از موضوع تقديرى و فرضى ؟ مصنف ( ره ) دراين‌باره فرموده‌اند : مقصود از محل واحد مطلق موضوع است ، هرچند به لحاظ فرض عقل باشد تا اينكه تقابل سلب و ايجاب را نيز شامل شود ، زيرا تقابل سلب و ايجاب در قضايا جارى مىگردد و متن قضيه مانند موضوع است براى سلب و ايجاب . « 1 » ج - اقسام تقابل : مشهور اين است كه تقابل داراى چهار قسم است : 1 - تضائف 2 - تضاد 3 - عدم و ملكه 4 - سلب و ايجاب ( تناقض ) . در وجه حصر اقسام تقابل در موارد چهارگانه دو وجه ذكر شده است : يكى همان است كه در متن آمده است ، ولى مرحوم صدرالمتألهين پس از نقل آن ، دو اشكال بر آن وارد كرده و يكى را پاسخ داده ولى ديگرى را وارد دانسته است و آن اينكه گاهى متقابلان دو امر عدمى هستند ؛ مانند عمى و لاعمى ( كورى و ناكورى ، نابينايى و نا نابينايى ) و گرچه لاعمى از نظر مصداق ملازم با بصر است ولى از نظر مفهوم مغاير يكديگرند و حتى از نظر مصداق هم لاعمى ملازم با بصر نيست ، زيرا « لاعمى » بر عدم محض هم صدق مىكند ، زيرا امر سلبى در صدق خود نياز به موضوع ندارد « 2 » . وجه دوم حصر اين است كه بگوئيم يا يكى از دو امر متقابل ، عدم ديگرى است يا عدم آن نيست و در صورت اوّل ، اگر وجود موضوع قابل براى آنچه عدم به آن اضافه شده است معتبر باشد ، عدم و ملكه است و گرنه سلب و ايجاب است و در

--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحله هفتم ، فصل پنجم ، اسفار ، ج 2 ، ص 102 . ( 2 ) اسفار ، ج 2 ، ص 103 ( متن و حاشيهء مرحوم سبزوارى ) .