على ربانى گلپايگانى
369
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
سئوالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه ، چرا فقط اقسام مزبور ذكر شده است ؟ و از اقسام ديگر ذكرى به ميان نيامده است ؟ درمورد دو قسم اخير مىتوان گفت : هر دو مربوط به وجود كه موضوع فلسفه است مىباشند ، زيرا هدف از بيان حمل بتى و غيربتّى ، يادآورى اين نكته است كه وجود موضوع گاهى محقق است و گاهى مقدر . و هدف از حمل بسيط و مركب بيان اين مطلب است كه محمول گاهى وجود مطلق است و گاهى وجود مقيّد . ولى با اين حال جاى اين سؤال باقى است كه اگر وجه ذكر اين دو قسم اين است كه نحوهء وجود موضوع و محمول بيان گرديده است ، مىبايست اقسام ديگر آن هم بيان مىشد ، مانند : قضيهء ذهنيه ، خارجيه و حقيقيه ، زيرا ملاك تقسيم در اقسام ياد شده نيز نحوهء وجود موضوع است . اصولا ذكر اين تقسيمات در بحث وحدت و كثرت تنها در كلام مرحوم سبزوارى آمده است و مصنف ( ره ) نيز در بدايه و نهايه به پيروى از او ذكر نموده است ، ولى در كتب پيشينيان ذكرى از آنها به ميان نيامده است . طرح قاعدهء فرعيت و دفع اشكال مربوط به حمل بسيط نيز در بحث وحدت و كثرت ابتكار حكيم سبزوارى است و مصنف علامه نيز همين روش را برگزيده و در دو كتاب بدايه و نهايه مطرح نموده است . دو پاسخ ديگر از اشكال مربوط به حمل بسيط : در هرصورت از اشكال مزبور دو پاسخ ديگر نيز داده شده است : 1 - بر پايهء اصالت وجود ، همه قضاياى حمل بسيط نظير انسان موجود است ، آتش موجود است ، درخت موجود است و . . . از قبيل عكس حمل است و در حقيقت بايد گفت : وجود انسان است و آتش و درخت و . . . و در اين صورت موضوع كه وجود است عين ثبوت و تحقق است و ماهيت جز در پرتو وجود ، ثبوت و تحقق ندارد و به عبارت ديگر مثبت له داراى ثبوت است