على ربانى گلپايگانى
361
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ناميده مىشود « 1 » . 2 - دومين قسم حمل اين است كه دو امر از نظر مفهوم اختلاف داشته باشند و از نظر وجود متحد باشند ، مانند گفتار ما : « انسان خندان است » و « زيد ايستاده است » و اين حمل ، حمل شايع صناعى ناميده مىشود « 2 » . شرح مطالب : هوهويت يعنى اين آن است ( هذا ذاك ) ، بديهى است كه اين معنا بدون جهت وحدت و اتحاد امكانپذير نيست ، بنابراين هوهويت از عوارض و خواص وحدت است . همانگونه كه غيريت به معنى جدايى و بينونت دو امر است و اين معنى بدون كثرت و تعدد تحقق نمىپذيرد ، بنابراين غيريت از عوارض و خواص كثرت مىباشد . هريك از هوهويت و غيريّت اقسامى دارد كه در اين فصل و فصلهاى آينده بيان خواهد شد ، آنچه در اين فصل توضيح داده شده است اين است كه : اولا : هوهويت همان حمل است . ثانيا : حمل دو نوع است ، اولى ذاتى و شايع صناعى . اينكه هوهويت همان حمل است واضح است ، زيرا مفاد حمل چيزى جز
--> ( 1 ) به اين جهت ذاتى ناميده شده است كه محمول ذاتى موضوع است و به اين جهت اوّلى ناميده شده است كه از ضروريات اوليّه است كه تصديق آن بر چيزى بيشاز تصور موضوع و محمول توقف ندارد . ( علامه طباطبائى « قده » ) قسم ديگرى از حمل اولى ذاتى ، اختلاف به ابهام و تحصيل است ، مانند حمل جنس بر نوع ؛ زيرا جنس همان نوع است به صورت مبهم و مانند حمل فصل بر نوع ؛ زيرا فصل همان نوع است به صورت محصّل . چنان كه در مباحث ماهيت ( مرحله پنجم ، فصل چهارم ) بيان گرديد . ( 2 ) به اين جهت شايع ناميده شده است كه شايع در محاورات است و به اين جهت صناعى ناميده شده است كه معروف و مستعمل در صناعات و علوم است . ( علامه طباطبائى « قده » ) .