على ربانى گلپايگانى

304

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

غايت استكمال مىكند ولى بدون آنكه عامل اراده در كار باشد ، براساس يك نيروى داخلى طبيعى متوجه هدف مىشود ، باز مىبينيم كه غائى بودن فعل محفوظ است ، پس « اراده » نيز در غائى بودن فعل نقش تعيين‌كننده ندارد . اكنون براى مرتبهء چهارم فرض مىكنيم كه فاعل توجه به هدف دارد و به سوى آن حركت كرده ، با رسيدن به آن نقص خود را مبدل به كمال مىسازد . ولى نسبت به هدف و وسيله رسيدن به آن آگاهى و اطلاع ندارد ، باز هم مىبينيم كه غائيت فعل محفوظ است . حال اگر توجه به هدف كه منجر به انتخاب وسيلهء معين مىشود و همچنين استكمال را برداريم و ساير خصوصيات محفوظ باشند ، خواهيم ديد كه غائيت محفوظ نيست . پس نتيجه مىگيريم كه آنچه در غائى بودن فعل دخالت دارد ، همان دو جنبهء أخير است كه چون در خارج از يكديگر منفك نمىشوند به يك چيز برمىگردند و بنابراين آنچه روح غائيت را تشكيل مىدهد اين است كه : « موجود متحول و متكامل ، در يك جهت معين كه همان جهت سير كمالى خويش است سير كند و فعاليت‌هايش همه مقدمهء رسيدن به آن كمال واقع شود » . و به عبارت ديگر ، « آنچه در طبيعت حكمفرما است اصل تكامل است ، اين تكامل در موجودات بىروح و بىجان به نحوى و در حيوانات كه داراى غرائز بيشمار هستند به نحو ديگر و در انسان كه داراى هوش و عقل و ادراك مخصوص است به نحو ديگر صورت مىگيرد . آنچه را كه ساير موجودات به حكم طبيعت يا به حكم غريزه انجام مىدهند انسان موظف است كه در پرتو انديشه و عقل و اراده انجام دهد . اگر فرض كنيم كه اين‌گونه افعال به عهدهء عقل و ادراك و اراده واگذار نشده بود ، آيا غائى نبودند ؟ چه فرق است بين جويدن غذا به وسيلهء دندان به قصد آماده‌كردن آن براى هضم با زيرورو كردنهاى متوالى معده كه به همين منظور صورت مىگيرد ؟ چه فرقى هست