على ربانى گلپايگانى

288

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

است ، برخى از موجودات طبيعى به كمال خود نائل نگردند ، اگر چه اكثر آنها راه كمال را مىپيمايند . بديهى است از نظر عقل صورت دوّم متعين است ، زيرا صورت نخست مصداق شرّ كثير است كه با اصل عنايت الهى منافات دارد . حكيم سبزوارى ( ره ) در بيت زير به همين برهان اشاره دارد : « اذ مقتضى الحكمة و العناية * إيصال كلّ ممكن لغاية » تا اين‌جا پيرامون سه مطلب كه در متن مطرح شده است توضيح لازم داده شد ، اكنون برخى مطالب ديگر كه مناسب با اين مقام است را يادآور مىشويم : 1 - ارزش بحث از علت غائى : صدرالمتألهين دراين‌باره چنين مىگويد : « بحث دربارهء علل غائى در حقيقت از مسائل فلسفه است ( نه از مسائل علوم ديگر ) و بلكه برترين قسمت‌هاى حكمت را تشكيل مىدهد . ( بل أفضل أجزاء الحكمة ) » « 1 » . استاد مطهرى ( ره ) درمورد ارزش اين بحث گفته‌اند : « بحث از علت غائى از مباحثى است كه پذيرفتن و نپذيرفتن آن در طرز جهان‌بينى انسان تغيير كلى مىدهد ، شايد هيچ مسئلهء فلسفى به اندازهء اين مسأله در جهان‌بينى بشر اثر شگرف ندارد ، مسأله معروف خير و شرّ و كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى ، وابسته به اين بحث است » « 2 » . 2 - قلمرو بحث علت غائى : بحث دربارهء علت غائى اختصاص به انسان يا موجودات طبيعى ندارد ، بلكه همهء عالم امكان اعم از مجردات و ماديات را در برمىگيرد ، حتى قلمرو آن از اين هم وسيعتر است ، و به گستردگى قلمرو وجود و هستى است ، از واجب تا ممكن ، مجرد تا مادى و . . . و در فصل‌هاى آينده در اين زمينه‌ها بحث خواهد شد .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، ص 270 . ( 2 ) شرح منظومه ، مختصر ، ج 2 ، ص 39 .