على ربانى گلپايگانى

284

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ترجمه و توضيح : فصل هفتم : علت غائى علت غائى كمال اخيرى است كه فاعل به‌واسطه فعل خود بدان توجه دارد . پس اگر علم فاعل در فاعليت او دخالت داشته باشد ، در فعلى كه انجام مىدهد ، غايت ، مراد او خواهد بود و به عبارت ديگر ، فعل به خاطر غايت مراد و مقصود فاعل است و به همين جهت ( كه فعل به خاطر غايت مراد فاعل است ) گفته شده است ، غايت از نظر تصور متقدم بر فعل و از نظر وجود خارجى متأخر از آن است . و اگر علم به غايت در فاعليت فاعل دخالت نداشته باشد ، غايت همان چيزى است كه فعل به آن منتهى مىگردد . و اين مطلب ( كه كمال أخير غايت فعل و فاعل بشمار مىرود ) به خاطر اين است كه كمال شىء نسبت ثابتى با آن دارد و درنتيجه آن شىء مقتضى كمال خود مىباشد و منع آن شىء از مقتضاى ( ذاتى و تكوينى ) خود ، هميشه يا در اكثر اوقات وجود آن شىء ، قسر دائمى يا اكثرى است كه با عنايت الهى منافات دارد ( زيرا عنايت الهى اقتضاء مىكند ) كه هرممكنى را به كمالى كه استدعاء و استعداد آن در او به وديعت نهاده شده است برساند پس براى هرموجودى ( مادى ) غايتى است و آن آخرين كمالى است كه آن موجود مقتضى و مستدعى آن كمال است . ( ممكن است گفته شود در برخى موارد حركت سير نزولى داشته و دريافت كمال در كار نيست ، و درنتيجه آن حركت فاقد غايت خواهد بود ، پاسخ اين است كه ، اولا نرسيدن به غايت به خاطر طريان مانع ، دليل بر نداشتن غايت نيست و ثانيا نرسيدن به غايت اگر چه نوعى شرّ در عالم ماده بشمار مىرود ، ولى اين امرى است كه در جهان ماده اجتناب‌ناپذير است و اين شرّ اندك را خير بسيار جبران مىكند .