على ربانى گلپايگانى

275

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ولى در نهايه و نيز پاورقىهاى اسفار و همچنين اصول فلسفه ، بحث ديگرى را نيز دراين‌باره مطرح كرده‌اند و آن اثبات علت فاعلى است ، و اينكه علت فاعلى غير از علت مادى مىباشد و براى تحقق يافتن فعل ، علت مادى كافى نبوده و علت فاعلى امرى لازم و اجتناب‌ناپذير است و همان‌گونه كه در موجودات غيرمادى ( مجردات ) اين علت فاعلى است كه به آنها اعطاء وجود مىكند ، در موجودات مادى هم اعطاء كنندهء وجود ، علت فاعلى است و علت مادى نقش قبول و پذيرش را ايفاء مىكند ، نه افاضه و اعطاء را . و روى اين بحث با طرفداران و پيروان ماترياليسم ديالكتيك است كه منكر علت فاعلى بوده و تنها به علت مادى معتقدند . و ما در اين‌جا براى اهميت اين مطلب ، بيانات مصنف را دراين‌باره به‌طور فشرده يادآور مىشويم : دليل بر وجود علت فاعلى چيست ؟ 1 - تحليل عقلانى عليّيت : قبل از هرچيز لازم است مفهوم « عليّت » را مورد تحليل عقلانى قرار دهيم تا ببينيم اين تحليل عقلى ما را به كجا رهنمون مىگردد . اصولا مفهوم عليت از مفاهيمى نيست كه آن را از طريق مطالعهء حوادث خارجى انتزاع كرده باشيم ، زيرا آنچه در خارج رخ مىدهد چيزى غير از « تعاقب » و توالى حوادث نيست و عليت به‌معناى تعاقب دو حادثه نمىباشد . از كسانى كه دچار اين اشتباه شده است « هيوم » است كه گمان كرده است طرفداران « عليت » معتقدند كه اين مفهوم از راه مطالعه حوادث خارجى وارد ذهن شده است ، به همين خاطر اشكال كرده است كه در خارج غير از تعاقب چيز ديگرى به نام عليت ( ضرورت وجود يك حادثه پس از حادثه ديگر ) نيست ، و درنتيجه منكر اصل عليت شده است ، زيرا وى در باب معرفت‌شناسى ، تنها به حس و تجربه أرج مىنهد و آنچه را به‌واسطه حسّ نتوان دريافت كرد ، فاقد ارزش و امرى خيالى و غيرواقعى مىداند . وى معتقد است « علم انسان محصول تجربه‌هاى گذشتهء او است ، و محدود