على ربانى گلپايگانى

61

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

معنوى بودن وجود ميان ماهيات مطلبى است كه قريب به بديهيات اوليّه است . محقق لاهيجى نيز گفته است « و اعلم ان الحق كما صرح به كثير من المحققين هو ان المطلوب في هذه المسألة بديهى جدا و هذه الوجوه تنبيهات » « 1 » : بدانكه حق همان‌گونه كه بسيارى از محققان تصريح كرده‌اند اين است كه آنچه در اين مسأله در مورد آن بحث مىشود امرى بديهى است ، و وجوهى كه گفته شده است به خاطر يادآورى و تنبيه است . مصنف نيز در نهاية الحكمه همين مطلب را يادآور شده است « 2 » . دلايل اشتراك معنوى وجود 1 - وحدت مقسم در همه اقسام : تقسيم گاهى مربوط به واقعيت خارجى است مانند تقسيم نمودن افراد يك شهر به دو گروه باسواد و بىسواد ، نيكوكار و بدكار و . . و گاهى مربوط به مفهوم ذهنى است مانند تقسيم نمودن مفهوم انسان ( بدون توجه به واقعيت خارجى ) به ديندار و بىدين ، ثروتمند و فقير و . . . شكى نيست كه در هردو صورت ، اين تقسيم آنگاه صحيح است كه مقسم ( انسان ) در همه اقسام باشد ، ولى اگر در يك قسم به جاى انسان موجود ديگرى فرض شود ، تقسيم مزبور صحيح نخواهد بود . به عبارت ديگر هيچگاه قسم ، مباين مقسم نخواهد بود ، و به خصوص در تقسيم ذهنى ، قسم همان مقسم است به اضافه قيدى كه ضميمهء آن گرديده است . اين يك قاعده كلى و روشن در باب تقسيم است . و با توجه به اين‌كه ما مفهوم وجود را به اقسام مختلفى تقسيم مىكنيم ، وجود واجب ، وجود ممكن ، وجود جوهر ، وجود عرض ، و . . . بنابراين معنا و مفهوم وجود به طور يكسان بايد در تمام اين اقسام باشد ، زيرا اگر معناى وجود در هرقسم غير از

--> ( 1 ) شوارق الالهام ، ج 1 ، ص 26 . ( 2 ) نهاية الحكمة ، مرحله 1 ، فصل 1 .