على ربانى گلپايگانى
433
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
است به وسيله حس حاصل مىشود و صورت معلومات يعنى مفهومات به وسيله « فهم » بدست مىآيد و كارى كه قوه فهم انجام مىدهد ، چيزى جز حكمكردن نيست و به عبارت ديگر ميان دو مفهوم رابطه موضوع و محمول را برقرار مىسازد . از آنجا كه موضوع و محمول در قضايا غالبا تجربى و وجدانى مىباشند ، براى منظور ما مفيد نيستند ، يعنى مفهومات مطلق قبلى را به دست ما نمىدهند ، براى يافتن اين مطلب بايد ببينيم قوه فهم ، چگونه وجدانيات را جمع و متحد كرده و قضايا را ترتيب مىدهد ، در اين مطالعه خواهيم يافت كه ، وجوه ارتباط موضوع و محمول چهار امر است كه عبارتند از : كميت ، كيفيت ، نسبت و جهت . و هريك از اين چهار امر نيز داراى سه وجه است ، زيرا : از نظر كميت ، قضيه يا شخصى است يا جزئى و يا كلى . و از نظر كيفيت هم قضيه يا موجبه است يا سالبه يا معدوله . و از نظر نسبت ميان موضوع و محمول ، قضيه يا حملى است يا شرطى ( متصل ) يا منفصل . و از نظر جهت ، قضيه يا احتمالى « 1 » است يا تحققى و ثبوتى « 2 » و يا ضرورى « 3 » . در نتيجه در ارتباط ميان موضوع و محمول دوازده وجه پديد مىآيد ، كه عقل آنها را از طريق حس و تجربه بدست نياورده است و براساس اين دوازده وجه دوازده مفهوم ذهنى مطلق حاصل مىگردد كه همگى معلومات قبلى و در حكم قالبهايى هستند كه عقل هرگاه مىخواهد حكمى صادر كند و يا تركيبى بسازد در اين قالبها مىريزد . اين مفهومهاى دوازدهگانه كه كانت به پيروى از ارسطو آنها را مقوله نام نهاده ، عبارتند از : 1 - وحدت ، 2 - كثرت ، 3 - كليت ( كه اين سه مربوط به كميت قضيهاند ) ،
--> ( 1 ) مريخ محتمل است مسكون باشد . ( 2 ) زمين گرد است . ( 3 ) خدا بايد عادل باشد .