على ربانى گلپايگانى

434

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

4 - ايجاب ، 5 - سلب ، 6 - حصر ( كه اين سه تا هم مربوط به كيفيتند ) ، 7 - ذاتيت و عرضيت ، 8 - عليت و معلوليت ، 9 - مشاركت ( كه اينها هم مربوط به نسبت مىباشند ) ، 10 - امكان و امتناع ، 11 - تحقق ايجابى يا سلبى ، 12 - وجوب و امكان ( كه اين سه تا هم مربوط به جهت قضيه‌اند ) « 1 » . هيچيك از اين مفاهيم يا مقولات دوازدهگانه كانت از سنخ معقولات اوليه نيستند ، بلكه از سنخ معقولات ثانيه منطقى يا فلسفىاند و به عبارت ديگر ، اگرچه كانت مفاهيم دوازده‌گانه خود را مقوله ناميده است ، ولى با مقولات ارسطويى از نظر واقعيت كاملا متفاوت مىباشند زيرا مقولات ارسطويى از سنخ معقولات اوليه‌اند . اين بود حاصل نظريه كانت در مورد معقولات ثانيه ولى در عين حال تفاوتهايى ميان نظريه كانت و فلاسفه اسلامى وجود دارد و آن اينكه : 1 - كانت همه اين مفاهيم دوازدهگانه كه معقولات ثانيه‌اند را ، امور صددرصد ذهنى مىداند ، ولى فلاسفه اسلامى معقولات ثانيه را دو دسته نمودند ، منطقى و فلسفى ، و معقولات ثانيه منطقى را ذهنى محض دانسته ، ولى معقولات ثانيه فلسفى را ذهنى محض نمىدانند . 2 - وى معتقد است كه اين معقولات ثانيه ( يا مقولات به اصطلاح وى ) همگى قالبهايى از پيش ساخته‌اند ، و به عبارت ديگر جزء ساختمان طبيعى و ذاتى ذهن مىباشند ، در حالى كه فلاسفه اسلامى معقولات ثانيه را چه فلسفى و چه منطقى جزء ساختمان ذاتى ذهن نمىدانند ، زيرا اصولا آنان به ساختمان ذاتى ذهن قائل نيستند ، از نظر آنان نفس به طور پيشينه چيزى ندارد ، همه مفاهيم تدريجا براى او حاصل مىشوند . و به عبارت ديگر ، از نظر فلاسفه اسلامى اگر معقولات اوليه نباشد معقولات ثانيه هم نخواهد بود ، ولى كانت معتقد است بدون معقولات اوليه هم ذهن معقولات

--> ( 1 ) سير حكمت در اروپا ج 2 ، ص 218 - 215 ، فلسفه عمومى ، پول فولكيه ، 228 - 226 .