على ربانى گلپايگانى

42

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

الواجب موجود ، الممكن موجود ، الانسان حيوان ، و به آن « عكس الحمل » گفته مىشود و قضايايى كه در فلسفه به كار مىروند از اين قبيل مىباشند ، مصنف ( ره ) در آينده ( مرحلهء ( 1 ) ، فصل ( 6 ) ) اين مطلب را يادآورى خواهند كرد . بنابراين در اين‌گونه موارد ، ضابطه عرض ذاتى عكس آن چيزى است كه قبلا بيان گرديد ، يعنى عرض ذاتى در مثل اين قضايا . محمولى است كه در تعريف موضوع خود به كار مىرود . و به همين خاطر تعريف جامع عرض ذاتى اين است كه بگوئيم : « ما يؤخذ الموضوع فى حدّه او يؤخذ هو في حدّ الموضوع » « 1 » : عرض ذاتى آن مفهومى است كه موضوع در تعريف آن به كار مىرود و يا آن مفهوم در تعريف موضوع أخذ مىگردد . اكنون كه با ضابطهء عرض ذاتى آشنا شديم به روشنى مىتوانيم معناى اين جمله كه ، موضوع فلسفه « موجود بما هو موجود » يا « وجود » است را به دست آوريم ؛ زيرا برخى از عمده‌ترين بحثهاى فلسفى عبارتند از : اصالت وجود ، وحدت تشكيكى حقيقت وجود ، وجوب و امكان ، وحدت و كثرت ، حدوث و قدم ، ذهنى و خارجى ، مجرد و مادى ، قوه و فعل ، علت و معلول و . . . بديهى است كه مفهومى كه در تعريف هريك از عناوين ياد شده به كار مىرود . همان مفهوم موجود يا وجود است ، بنابراين همهء اين عناوين از عوارض ذاتى « وجود » بشمار مىروند ، و در نتيجه موضوع فلسفه همان موجود بما هو موجود ، يا « وجود » است . ج : غايت و هدف حكمت غايت و هدف در دو مورد به كار مىرود : 1 - در مواردى كه علمى نسبت به علم ديگر جنبهء ابزارى و مقدمى دارد ، مانند منطق نسبت به فلسفه ، اصول فقه نسبت به فقه و ادبيات عربى نسبت به فهم آيات

--> ( 1 ) شرح اشارات ، ج 1 ، ص 61 ، اسفار ، ج 1 ، ص 32 - 30 ، تعليقه علامه طباطبائى ( ره ) .