على ربانى گلپايگانى

43

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و روايات در اين‌گونه موارد علم دوّم را غايت علم نخست مىخوانند . 2 - فوائد و نتائجى كه بر يك علم مترتب مىگردد ، مثلا مىگوئيم فوائد روان شناسى يا علم تاريخ چيست ؟ يا اينكه چه فوائدى بر علم اخلاق مترتب مىگردد ؟ . مقصود از غايت در مورد فلسفه همان معناى دوم است ، زيرا فلسفه نسبت به هيچ علمى نقش ابزار و مقدمه را ندارد ، مصنف ( ره ) در اين‌باره چنين مىگويد : « اين فن ( فلسفه ) به دليل اين‌كه از نظر موضوع از ساير فنون و علوم كلىتر و اعم است و همهء موجودات به نحوى داخل در موضوع و محمولات آن مىباشند ، غايتى خارج از آن متصور نيست ، كه مقصود اين فن به شمار آيد ، بنابراين فلسفه از نوع علوم آلى نيست ، و تنها نتائج و فوائدى بر آن مترتب مىگردد ( كه غايت آن ناميده مىشوند ) » « 1 » . مهمترين فوائد فلسفه 1 - تشخيص امور واقعى از پندارى : اين نتيجه‌اى است كه مصنف هم در اين كتاب و هم در نهاية الحكمه و اصول فلسفه دربارهء آن سخن گفته است ، از آنجا كه فلسفه پيرامون احكام و خواص عام هستى بحث مىكند ، مىتواند معيارها و ضوابط كلى و عامى را در اختيار انسان قرار دهد ، كه با توجه به آنها ، حقايق را از پنداريات و موهومات بازشناسد . 2 - اثبات موضوع علوم : همهء علوم از نظر اثبات موضوع خود نيازمند فلسفه‌اند . علامه ( ره ) در اصول فلسفه در اين‌باره گفته‌اند : در هريك از علوم ديگر كه تأمل كنيم ، خواهيم ديد كه يك يا چند موضوع را مفروض الوجود گرفته ، آنگاه به جستجوى خواص و آثار آن مىپردازند . هيچ‌يك از اين علوم نمىگويد : فلان موضوع موجود است ، يا وجودش چگونه وجودى است ، بلكه آن را به جاى ديگر ( حس يا برهان فلسفى ) احاله مىنمايند « 2 » .

--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مقدمه . ( 2 ) اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، ص 2 .