على ربانى گلپايگانى
390
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
آنان نيز اين قانون را بديهى دانسته و دلايلى كه اقامه كردهاند صرفا جنبه تحليل و تبيين اين اصل بديهى را دارد و نه نقش يك برهان واقعى . مناط احتياج ممكن به علت در اينباره در ميان متفكران اسلامى سه نظريه ابراز گرديده است : 1 - مناط احتياج ، امكان است ، اين نظريه همهء حكماء اسلامى ، و گروهى از متكلمين است . 2 - مناط احتياج ، حدوث است ، اين نظريه گروهى از متكلمين است . 3 - مناط احتياج هم امكان است و هم حدوث ، اين نظريه گروهى ديگر از متكلمين است و صورتهاى مختلفى دارد : الف : علت احتياج مركب از دو جزء است ، امكان و حدوث . ب : علت احتياج امكان است و حدوث شرط آن است . ج : علت احتياج امكان است ، و عدم حدوث مانع خواهد بود . د : علت احتياج حدوث است ، و امكان شرط آن . ه : علت احتياج حدوث است و عدم امكان مانع مىباشد . در متن دو دليل ذكر گرديده است كه هردو دليل نظريه متكلمان را باطل مىسازد و بالطبع ، منتج نظريهء حكماء است . دليل اول : در ظرف حدوث ، نياز بر طرف گرديده است . مقصود از ملاك يا علت احتياج به علت ، اين است كه ممكن داراى چه ويژگى و خصوصيتى است كه به خاطر آن در وجودى كه براى او حاصل گرديده است ، نياز به علت دارد ؟ آيا به خاطر خصوصيت ممكن بودن آن است يا به خاطر ويژگى حادث بودن آن ؟ . از نظر حكماء ويژگى حدوث نمىتواند پاسخگوى اين سؤال و مناط احتياج باشد ، زيرا حدوث وصف همين وجودى است كه به ممكن اعطاء گرديده است