على ربانى گلپايگانى
369
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مىنمايند ، لكن در بحثهاى فيلسوفانه خود ، كه پيرامون هستى خارجى و احكام عام آن بحث مىكنند ، به هيچوجه از آن استفاده نمىكنند ، زيرا اين معناى امكان ، چيزى جز اعتبار ذهنى نيست . با توجه به همين مطلب مصنف اشكالى را كه بر امكان أخص شده بود ، پاسخ گفتند كه حكم به امكان به عنوان يك تحليل ذهنى با ضرورت خارجى منافات ندارد . لكن پاسخ ياد شده در مورد امكان استقبالى صحيح نخواهد بود ، توضيح آنكه : در مورد امكان استقبالى گفته شد كه اين معنى امكان زائيدهء ظن و غفلت و به تعبير ديگر زائيده جهل و ناآگاهى انسان از آينده است ؛ زيرا هرحادثهاى در آينده از دو حالت بيرون نيست ، يا وجودش ضرورى است و يا عدمش ، ولى از آنجا كه علم انسان محدود است و از اسباب حوادث بهطور كامل آگاه نيست و نمىداند آيا اين اسباب تحقق مىيابند يا نه ، به اين جهت مىگويد : وقوع اين حادثه در آينده ممكن است . بنابراين حكم به امكان حادثهاى شده است كه در واقع و نفس الامر وجود يا عدم آن حتمى و ضرورى است . و امكان با ضرورت قابل جمع نيست . اكنون ممكن است در پاسخ گفته شود ، ضرورت وجود يا عدم حادثه در ظرف آينده ، منافات با امكان استقبالى ندارد ، زيرا امكان ، يك حكم و اعتبار عقلى است و ضرورت ، مربوط به واقعيت خارجى است همانگونه كه در مورد امكان أخص گفته شد . ولى اين پاسخ در اينجا صحيح نيست ، زيرا امكان استقبالى نيز مانند ضرورت نظر به واقعيت خارجى دارد و حكم به امكان ، مربوط به وقوع حادثه در خارج است ، در اين صورت نمىتوان اشكال تنافى امكان را با ضرورت ، از راه ذهنى بودن امكان و خارجى بودن ضرورت و وجوب بر طرف نمود . بلكه در پاسخ بايد گفت : امكان استقبالى ، در حقيقت به معناى « احتمال » و بيانگر حالت نفس و آگاهى آن از خارج است ، پس نه وصف ماهيت ذهنى است و نه وصف ماهيت خارجى ، بلكه حالت نفس را نسبت به خارج بيان مىكند ، نظير امكان در جملهء معروف شيخ