على ربانى گلپايگانى
365
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
غير از آن است ، زيرا تهيّؤ و آمادگى چيزى براى اينكه مبدل به چيز ديگرى شود ، نسبتى به شىء مستعد دارد و نسبتى هم به شىء مستعد له ، پس ( آن تهيؤ و آمادگى ) به اعتبار اوّل استعداد ناميده مىشود و مثلا گفته مىشود : براى نطفه ، استعداد اين هست كه مبدل به انسان شود ، و ( همين آمادگى و تهيؤ ) به اعتبار دوم ، امكان استعدادى ناميده مىشود ، و گفته مىشود : وجود انسان در نطفه ممكن است ، ( امكان استعدادى انسان در نطفه موجود است ) . تفاوتهاى امكان ذاتى و امكان استعدادى و فرق ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى اين است كه امكان ذاتى همان گونه كه ( بيان آن ) خواهد آمد ، اعتبار ( و ) تحليل عقلى است كه به ماهيت مأخوذ من حيث هى ملحق مىگردد ، در حالى كه امكان استعدادى صفتى وجودى است كه به ماهيت موجود ملحق مىشود ، بنابراين امكان ذاتى ( در مورد انسان ) بر ماهيت انسان كه مأخوذ و ملحوظ من حيث هى است ، ملحق مىشود ، و امكان استعدادى ، بر نطفه كه در مجرا و مسير تكون انسان واقع شده است ، ملحق مىگردد . و به همين جهت ( كه امكان استعدادى امر وجودى و خارجى است و امكان ذاتى امر اعتبارى ) ، امكان استعدادى قابل شدت و ضعف است ؛ زيرا امكان تحقق انسان در علقه ، اقوى از امكان تحقق انسان در مرحلهء نطفه است ، بر خلاف امكان ذاتى ، زيرا در آن شدت و ضعف راه ندارد . و نيز به همين خاطر ، امكان استعدادى زائل شدن از ممكن را مىپذيرد ( مانند صفت گرمى و سردى كه قابل زوال از موصوف خود مىباشد ) زيرا استعداد ، پس از تحقق بالفعل مستعد له ، زايل و منتفى مىگردد ، ( پس از آنكه نطفه مبدل به انسان گرديد ، ديگر استعداد انسانيت در كار نيست ، بلكه انسان بالفعل محقق است ، و همينگونه است هرگاه قبل از آنكه مستعد له فعليت يابد ، به خاطر عروض مانع و آفتى ، موضوع استعداد از بين برود ، در اين صورت نيز استعداد زايل مىگردد )