على ربانى گلپايگانى
366
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
بر خلاف امكان ذاتى ( كه هيچگاه از ماهيت زايل نمىگردد ) ، زيرا آن لازم ماهيت است و هرجا آن ماهيت تحقق يابد ، امكان ذاتى هم با او خواهد بود . و نيز به همين جهت به واسطهء امكان استعدادى و محل آن - يعنى ماده به معنى اعم « 1 » - ممكن مستعد له متعين مىگردد ، مانند انسانيتى كه ماده استعداد آن را دارد ( از اوّل معلوم و معين است كه اين ماده و اين استعداد ، مربوط به چيست و به سمت انسان شدن حركت مىكند ) ، بر خلاف امكان ذاتى كه در ماهيت ( لازمه ماهيت است ) ، زيرا با توجه به اين امكان ، براى ماهيت وجود يا عدم ، تعين ندارد ( معلوم نيست كه اين ماهيت موجود مىشود يا معدوم ، امكان لازم ماهيت به سوى هيچ يك از وجود و عدم گرايش ندارد ولى امكان استعدادى به سوى فعليت خاصى گرايش دارد و آن همان است كه استعدادش در ماده موجود است ) . و فرق ميان امكان استعدادى و امكان وقوعى ( با اينكه هردو ناظر به وجود ماهيت مىباشند ، نه ذات ماهيت يعنى ماهيت من حيث هى ) ، اين است كه امكان استعدادى فقط در ماديات است و مورد امكان وقوعى اعم ( از ماديات و مجردات است ) . شرح مطالب : در اين فصل پيرامون سه مطلب بحث شده است :
--> ( 1 ) ماده به معناى اعم ، شامل ماده به معنى اخص كه جوهر پذيراى صورتهاى منطبع در آن است ، مانند مادهء عناصر براى صورت آنها ، مىباشد و شامل متعلق نفس مجرد ، مانند بدن براى نفس ناطقه ( هم ) مىگردد ، و شامل موضوع عرض مانند جسم نسبت به مقادير و كيفيات ( نيز ) مىباشد . [ علامه طباطبائى ( ره ) ] . بنابراين ماده ، دو اصطلاح دارد ، اصطلاح خاص و اصطلاح عام ، در اصطلاح خاص ، همان است كه در مقابل صورت يا همراه با صورت استعمال مىشود و يكى از اقسام پنجگانه جوهر است ، و به هيولى يا ماده اولى ناميده مىشود ، و در اصطلاح عام علاوه بر اين مورد دو مورد ديگر را نيز شامل مىشود ، آنچه نفس مجرد به آن تعلق تدبيرى دارد ، مانند بدن انسان و ديگرى موضوع در مقابل عرض .