على ربانى گلپايگانى
35
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
اين لفظ ريشهء يونانى دارد و مصدر جعلى كلمهء « فيلوسوفيا » است ، كلمهء « فيلوسوفيا » مركب است از دو كلمهء « فيلو » و « سوفيا » ، كلمهء فيلو به معنى دوستدارى و كلمهء سوفيا به معنى دانايى است ، پس كلمهء فيلوسوفيا به معنى دوستدارى دانايى است « 1 » . و افلاطون و ارسطو را « فيلوسوفس » يعنى دوستدار دانايى معرفى مىكنند ، بنابراين كلمه « فلسفه » كه مصدر جعلى عربى است به معنى فيلسوفگرى است . گفتهاند اولين كسى كه خود را فيلسوف ناميد ، سقراط بود ، و در آن زمان اين كلمه به همان معناى دوستدار دانايى به كار مىرفت ولى كمكم به مفهوم « دانشمند » ارتقاء يافت و به تدريج پس از ارسطو اين اصطلاح رائج و شايع گرديد « 2 » . 2 - تعريف اصطلاحى حكمت : آنچه بيان گرديد معنى لغوى حكمت و فلسفه بود ، اينك با معناى اصطلاحى آن آشنا مىشويم . البته بايد توجه داشت كه مقصود ، معناى اصطلاحى اين دو واژه به همان معنايى است كه نخست در يونان قديم و سپس در حوزههاى فلسفى اسلامى تا روزگار ما مطرح بوده است ، نه برخى معانى و اصطلاحات آن در اروپاى جديد . حكمت و فلسفه در اصطلاح به دو معنا به كار رفته است : 1 - اصطلاح عام . 2 - اصطلاح خاص . 1 - تعريف فلسفه در اصطلاح عام : فلسفه در اصطلاح عام به معناى مطلق علوم عقلى در مقابل علوم نقلى مىباشد ، بنابراين منطق ، رياضيات ، طبيعيات ، و مباحث مربوط به مبدء و معاد را شامل مىشود . ابن خلدون در اينباره چنين مىگويد : « علوم عقلى علومى هستند كه براى انسان از آن نظر كه داراى فكر و انديشه است ، طبيعى به شمار مىروند و به علوم فلسفى و حكمى ناميده مىشوند ، اين علوم مشتمل بر چهار علم مىباشند :
--> ( 1 ) ملل و نحل شهرستانى ، ط بيروت ، ج 2 ، ص 58 . ( 2 ) منطق و فلسفه ، انتشارات صدرا ، ص 125 .