على ربانى گلپايگانى

36

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

1 - منطق ، 2 - طبيعى ، 3 - الهى ، 4 - علم مقادير كه خود بر چهار قسم تقسيم مىشود . الف : هندسه ، ب : علم اعداد ( حساب ) ، ج : موسيقى ، د : هيئت » « 1 » . فيلسوف شهيد ، مطهرى ( ره ) نيز در اين‌باره فرموده‌اند : « فلسفه در اصطلاح شايع مسلمين ، نام يك فن و دانش خاص نيست ، همه دانشهاى عقلى را در مقابل دانشهاى نقلى از قبيل لغت ، نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض ، تفسير ، حديث ، فقه ، اصول فقه ، تحت عنوان كلى فلسفه نام مىبردند . بنابراين اصطلاح فيلسوف شدن يعنى جامع همه علوم غير نقلى شدن » « 2 » . ولى مقصود از فلسفه در اصطلاح خاص ، بخش خاصى از علوم غير نقلى است كه از آن به فلسفه اولى ، فلسفه عليا ، علم اعلى ، علم كلى ، الهيات و ما بعد الطبيعة ( متافيزيك ) ياد مىشود « 3 » . 2 - تعريف فلسفه در اصطلاح خاص : براى فلسفه و حكمت در اصطلاح خاص تعاريف گوناگونى شده است « 4 » ، از جمله اين تعاريف همان است كه در متن آمده است و آن اينكه « فلسفه و حكمت الهى علمى است كه از حالات و خواص موجود بما هو موجود بحث مىكند » . اصولا هدف از تعريف اين است كه معّرف از امور ديگر ممتاز گردد و انسان بتواند تصور روشنى از آن داشته باشد . البته تعريف گاهى مربوط به يك واقعيت تكوينى است و گاهى راجع به يك مفهوم ذهنى و يا اصطلاح علمى ، شكى نيست كه تعريف حقيقى ( تعريف حدّى ) تنها مربوط به حقايق و امور عينى و تكوينى است ، اما تعريف‌هايى كه براى مفاهيم ذهنى و اصطلاحات علمى گفته مىشود ، تعريف‌هاى رسمى ( بيان خواص ) مىباشند ، تعريف‌هايى كه براى فلسفه گفته شده است از اين

--> ( 1 ) مقدمه ابن خلدون ، ص 478 . ( 2 ) منطق و فلسفه ، ص 127 . ( 3 ) همان مآخذ ، ص 128 . ( 4 ) در اين‌باره به الهيات شفاء ، اسفار ج 1 ، و شرح منظومه سبزوارى ( ره ) رجوع شود .