على ربانى گلپايگانى
335
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
را تأييد و تكميل كرده است « 1 » . لكن خود در الهيات بالمعنى الاخص سه اشكال بر آن وارد نموده است : 1 - اشكال نقضى : زيرا موجودات امكانى كه داراى ماهيت مىباشند ، هرچند ماهيت آنها فاعل وجود آنها نيست ، ولى قابل و پذيراى وجود آنها است ، و همانگونه كه تقدم وجودى فاعل امرى ضرورى است ، تقدم قابل هم لازم است . « انها منقوضة بالمهية الموجودة التى كانت للمكنات ، اذ كما ان فاعل الشىء يجب تقدمه عليه فكذلك قابل الشىء » « 2 » در شرح هدايه گفتهاند : « ان المهية الممكنة قابلة للوجود و كل قابل لشىء يجب تقدمه بالوجود على ما هو مقبول له ، فيجب تقدمها على الوجود » « 3 » . لكن خود از اين اشكال پاسخ داده و گفته است ، « هيچ دليلى بر اينكه قابل در همه جا بايد بر مقبول تقدم وجودى داشته باشد وجود ندارد مثلا هيولى با اينكه قابل صورت است ، متأخر از آن مىباشد ، و ماهيت نيز كه قابل وجود است از اين قبيل است ، ماهيت ، بر وجودى كه قابل آن است تقدم وجودى ندارد ، زيرا ماهيت نه در ذهن و نه در خارج از وجود منفك نخواهد بود ، و انفكاك آن از وجود صرفا يك تحليل عقلى است ، يعنى عقل مىتواند ماهيت را بدون توجه به وجود او ، ملاحظه نمايد ، و عدم اعتبار ، به منزله اعتبار عدم نخواهد بود « 4 » . مصنف علامه ( ره ) نيز در نهاية الحكمه به اين پاسخ اشاره نمودهاند « 5 » . 2 - اشكال نقدى : مهمترين اشكالى كه بر اين برهان وارد شده است ، همان است كه صدر المتألهين در جلد ( 6 ) اسفار بيان نموده است ، چنانكه مىگويد : « و بالجمله وقع الاشتباه فى هذه الحجة بين عارض المهية و عارض الوجود ، و ليس
--> ( 1 ) شرح الهداية ، ص 284 ، اسفار ، ج 1 ، ص 98 . ( 2 ) اسفار ، ج 6 ، ص 48 . ( 3 و 4 ) شرح الهداية ، ص 285 - 284 . ( 5 ) نهاية الحكمه ، مرحله ( 12 ) ، فصل 3 .