على ربانى گلپايگانى
334
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ذات او غير از وجود او است ( وجود زايد بر ذات او است ) و ديگرى موجودى كه عين وجود است ، و از آنجا كه وجود ممكن يك حقيقت محدود و مقيد است ، از او انتزاع ماهيت مىگردد ، ولى با توجه به اينكه وجود واجب يك حقيقت نامحدود مىباشد از آن هيچ ماهيتى انتزاع نمىگردد . ولى گروهى مانند فخر رازى ، علامه دوانى و غزالى هرچند در عنوان اين بحث با حكماء اتفاق نظر دارند ، ولى تلقى و برداشت آنان از آن چيز ديگرى است ، آنان واجب الوجود را نيز داراى ماهيت مىدانند و تفاوت آن را با ممكنات در اين مىدانند كه ماهيت ممكنات ، « معلومة الكنه » است ، ولى ماهيت و ذات واجب الوجود ، « مجهولة الكنه » مىباشد . و هرگاه از آنان سؤال شود : پس مقصود از اينكه ماهيت واجب عين « انيّت » او است ، چيست ؟ در جواب مىگويند : مقصود اين است كه ماهيات امكانى با توجه به ذات آنها و قطع نظر از علت آنها ، نسبت به موجوديت و معدوميت ، لا اقتضاء مىباشند ، يعنى از ذات آنها نه وجود انتزاع مىشود و نه عدم ، و آنگاه كه با علتى رابطه يافتند ، وجود انتزاع مىشود ، ولى ذات واجب الوجود ، ذاتى است كه از خود ذات بما هى هى ، وجود انتزاع مىشود « 1 » . د - دلايل و براهين اين مطلب اكنون بايد دلايل و براهين اين مطلب را بررسى نمائيم . بر اين مطلب براهين متعددى اقامه گرديده است كه معروفترين آنها همان است كه در متن آمده است ، و در بخش ترجمه و توضيح به مقدار لازم آن را توضيح داديم و نيازى به تكرار نيست . اما بر اين برهان اشكالاتى وارد شده است ، از آن جمله ، اشكالى است كه فخر رازى وارد نموده و حكيم طوسى به آن پاسخ داده و صدر المتألهين ( ره ) پاسخ او
--> ( 1 ) شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 197 - 194 .