على ربانى گلپايگانى

333

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

است و آن همين بحث است كه در مواد ثلاث مطرح گرديده است . نكتهء ديگرى كه اهميت اين بحث را روشن مىسازد ، اين است كه در بحث توحيد ، شبههء معروفى است به نام شبههء ابن كمونه كه گفته است ما دو واجب الوجود را فرض مىكنيم كه به تمام ذات و ماهيت ، ممتاز از يكديگرند و لفظ واجب الوجود به عنوان يك مفهوم عرضى ( نه مفهوم جنسى ) بر آن دو منطبق مىگردد ، مانند مفهوم عرض نسبت به مقولات نه‌گانه . اين شبهه كار را بر فلاسفه دشوار نموده است ، ولى پس از آنكه اثبات گرديد كه واجب الوجود ماهيت ندارد ، پاسخ اين شبهه بسيار آسان خواهد بود و مصنف نيز بر همين مبنا به آن پاسخ داده‌اند ، چنان كه در مرحله ( 12 ) فصل دوم خواهد آمد . علاوه بر اين ، يك رشته معارف ديگر مانند بساطت ذات بارى ، عدم توانايى عقل به ادراك كنه واجب الوجود نيز بر اين بحث مترتب مىگردد زيرا آنچه براى عقل ممكن است ، اكتناه ماهيات است و آنچه ماهيت ندارد ، عقل را به كنه او راهى نيست ، و تنها مىتواند آن را از طريق صفات ذاتى و فعلى او بشناسد « 1 » . ج - مقصود از اينكه ماهيت واجب ، انيّت او است چيست ؟ نكته ديگرى كه لازم به بررسى است ، اين است كه مقصود از اين‌كه ماهيت واجب الوجود انيّت يا وجود او است ، چيست ؟ همان‌گونه كه مصنف ( ره ) يادآور شده‌اند ، مقصود حكماء اين است كه واجب الوجود ، وراى وجود خاص خود ، داراى ماهيت نمىباشد . بو على گفته است همان‌گونه كه ما دو نوع واحد داريم ، يكى واحد به معناى ذاتى كه داراى صفت وحدت است ( وحدت زائد بر ذات او است ) و ديگرى واحد به معناى ذاتى كه عين وحدت است ، دو نوع هم وجود داريم ، يكى موجودى كه

--> ( 1 ) تعليقه بر نهاية الحكمه ، شماره ( 62 ) .