على ربانى گلپايگانى
307
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
يادآورى دو مطلب مصنف در نهايه در پايان اين فصل دو مطلب را يادآورد شدهاند كه ذكر آن در اينجا مناسب است : 1 - مفاهيمى كه از وجود اعراض انتزاع مىشوند ، از مفاهيم ماهوى بشمار نمىروند ، مثلا وقتى سفيدى عارض جسم مىگردد . در اينجا سه مفهوم وجود دارد : 1 - مفهوم « بياض » ( سپيدى ) 2 - مفهوم « جسم » 3 - مفهوم « ابيض » ( سفيد ) . مفهوم اول و دوم از مفاهيم ماهوى هستند ، بياض ماهيت عرضى و جسم ماهيت جوهرى دارد . ولى مفهوم سوّم ( ابيض ) ، مفهومى است انتزاعى كه از ويژگى « لغيره » بودن وجود بياض انتزاع گرديده است ، و اين مفهوم از سنخ ماهيت نيست ، نه ماهيت براى جسم و نه ماهيت براى بياض . و اين به خاطر اين است كه وجود بياض از آن جهت كه براى جسم است ( و به همين لحاظ ابيض اشتقاق مىيابد ) نه طرد عدم از ماهيت خود مىكند و نه طرد عدم از ماهيت جسم ، بلكه طرد عدم صفتى از جسم مىكند ، يعنى عدم سفيد بودن . 2 - وجود ناعت يا لغيره با وجود لنفسه كه موضوع و منعوت آن است ، مغايرت ندارد ، بلكه وجود اعراض از مراتب وجود جواهر بشمار مىروند « 1 » .
--> ( 1 ) زيرا وجود آنها گذشته بر اينكه ناعت وجود جوهر است ، قائم به وجود جوهر هم مىباشد ، بنابراين وجود عرض كه متكى به وجود جوهر است ، از شئون و مراتب آن خواهد بود ، ولى وجود صور جوهرى در عين اينكه ناعت وجود ماده مىباشند ، ولى از مراتب آن نخواهند بود ، زيرا وجود آنها جوهرى و قائم به نفس است ، نه قائم به وجود ماده ، و با توجه به اين بيان پاسخ اشكالى كه در تعليقه بر مصنف شده است كه اگر وجود اعراض از مراتب جوهر است بايد وجود صورت هم از مراتب وجود ماده باشد ، روشن خواهد شد . نهاية الحكمه ، مرحله ( 2 ) ، فصل ( 3 ) ، و تعليقه بر نهايه الحكمه ، شماره ( 43 ) .