على ربانى گلپايگانى
289
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مىشود . بنابراين ماهيتى ندارد ، زيرا ماهيت آن است كه در جواب ما هو به كار مىرود ، و مقولات نيز ماهيات جنسى ( اجناس عاليه ) مىباشند ، پس نفس نسبت خارجى مقوله نبوده و مندرج در مقوله هم نيست . گذشته بر اين در مقولهء اضافه ، واقعيت نسبت متكرر است و در ماهيت ، تكرر معنا ندارد . بنابراين مقولههاى نسبى ( و از آن جمله مقوله اضافه ) عبارتند از هيئتى كه از نسبت خاص و قائم به موضوع حاصل مىشوند » « 1 » . از اين كلام پاسخ اشكال ياد شده به خوبى روشن مىشود ؛ زيرا اشكال مبتنى بر اين است كه نفس نسبت و وجود رابط ، مقولهء اضافه باشد ، و حال آنكه مقوله اضافه عبارت از نفس وجود رابط نيست ، بلكه هيئتى است كه از نسبت و قيام آن به موضوع تحقق مىيابد . البته اين پاسخ مبتنى بر اين است كه نسبت را امرى واقعى و عينى بدانيم ، در اين صورت است كه اين بحث مطرح مىشود كه آيا مقولات نسبيّه نفس اين « نسبت » خارجى هستند و يا آنكه هيئت پديد آمده از قيام آن به موضوع ؟ اما اگر آن را امرى انتزاعى و اعتبارى بدانيم ، در اين صورت نزاع ياد شده فاقد موضوع خواهد بود . 2 - در هليات بسيطه وجود رابط نيست : مصنف فرمودهاند : در قضايايى كه حمل در آنها حمل بسيط است يعنى وجود مطلق ، محمول قرار مىگيرد نه وجود خاص . و به عبارت ديگر : قضاياى كه مفاد آنها اثبات وجود موضوع است نه اثبات حكمى براى موضوع وجود رابط تحقق ندارد ؛ زيرا وجود رابط - همانگونه كه از نامش پيدا است - رابط ميان دو امر بيگانه ، ( دو ماهيت ) است ، و در هليات بسيط يك ماهيت بيش در كار نيست و آن ماهيت موضوع است كه وجود بر آن حمل مىگردد . پس در حقيقت غير از واقعيت موضوع ، واقعيت ديگرى در كار نيست ، تا اينكه نياز به رابط داشته باشد و ربط دادن يك واقعيت به خود هم ، معقول نيست .
--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحله ( 6 ) ، فصل ( 16 ) .