على ربانى گلپايگانى
273
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
بنابراين ، نظريهء شبح از نظر تاريخى در مرحلهء سوّم مطرح گرديده است و پس از اين مرحله ، همان اختلاف نظر در تفسير كلمات قدماء پيشآمده است و برخى معتقد شدند به اينكه اصولا نظريهء قدماء هم چيزى جز نظريهء شبح نبوده است « 1 » . 3 - دلايل نادرستى نظريهء شبح براى ابطال نظريهاى به دو شيوه مىتوان عمل كرد . يكى اثبات نظريهء طرف مقابل آن ؛ زيرا هرگاه نسبت ميان دو نظريه به گونهاى باشد كه جمع ميان آن دو ممكن نيست ، طبعا اثبات يكى ، نفى و ابطال ديگرى را نتيجه مىدهد و شيوهء دوّم اين است كه خود آن نظريه مورد تحليل قرار گيرد و اشكالات و نارسايىهاى آن بيان گردد . در بحث قبل دلايل نظريهء رقيب و مقابل شبح ، يعنى نظريه مورد قبول حكماء را ارزيابى نموديم و نتيجه اين شد كه غير از دليل صدر المتألهين ، هيچيك از آنها ( سه دليل مذكور در متن ؛ دلايل شيخ اشراق ، خواجه و لاهيجى ) نمىتواند بخش دوّم اين نظريه ( اتحاد ماهيات ذهنى و خارجى ) را اثبات كند ، لكن دليل صدر المتألهين وافى و كافى براى اثبات اين مطلب مىباشد ، و با توجه به اينكه جمع ميان نظريه شبح و نظريهء مزبور ممكن نيست قهرا نظريهء شبح نادرست خواهد بود ؛ زيرا ممكن نيست كه وجود ذهنى هم از نظر ماهيت با موجود خارجى متحد و يكسان باشد و هم يكسان نباشد . اكنون بايد ديد آيا به شيوهء دوّم هم مىتوان قول شبح را ابطال كرد يا نه ؟ و به عبارت ديگر : اگر وجود ذهنى را شبح و پرتو وجود خارجى بدانيم نه عين ماهيت آن ، چه محذورى لازم مىآيد ؟ . اين جهت را كسى غير از مرحوم علامه مورد توجه قرار نداده است ، و به
--> ( 1 ) همان مدرك ، ص 275 - 273 .