على ربانى گلپايگانى
249
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و باوجود اين تحقيقات علمى در مورد ادراك حسى ، ديگر مجالى براى قول به حضور و حصول نفس ماهيات خارجى در اذهان وجود ندارد ( زيرا در اين تحقيقات علمى هيچگاه سخن از ماهيات به ميان نيامده ، آنچه مطرح است تأثير و تأثر فيزيكى و مادى است ، و اين انفعال و تأثرى كه در عضو بدنى رخ مىدهد به كلى مباين با ماهيت خارجى است ، پس اعتقاد به تحقق ماهيت خارجى در نفس يا ذهن پايه و اساس علمى ندارد ) . جواب اين اشكال اين است كه آنچه از فعل و انفعال مادى به هنگام حصول علم به جزئيات ، بيان گرديد در جاى خود صحيح و پابرجا است ، لكن ( بايد توجه داشت كه ) اين صورتهاى منطبع در اعضاى بدنى كه مغاير با معلومات خارجى است ، معلوم بالذات ( صورتهاى علمى ) نيستند ، بلكه اين صورتهاى انطباع يافته نفس را آماده مىكنند براى حاضر شدن ماهيات خارجى با وجود مثالى غير مادى نزد نفس ، و گرنه ( اگر همين صورتهاى منطبع ، معلوم بالذات باشند ) سفسطه ( انكار علم به خارج ) لازم مىآيد ، به خاطر مغايرتى كه ميان صورتهاى حاصل در اعضاء حس و تخيل و ذوات صور ( اشياء خارجى ) وجود دارد ( ملاك علم به واقعيتهاى خارجى تطابق صورتهاى حاصل براى نفس با واقعيتهاى خارجى است ، و با توجه به مغايرت صورتهاى منطبع در اعضاى مادى با واقعيتهاى خارجى ، ملاك علم ( تطابق ) وجود ندارد ، پس علم به خارج وجود ندارد و اين همان سفسطه است ) . بلكه اين تحقيقات علمى قوىترين دليل بر حصول نفس ماهيات ، به وجود غير مادى نزد انسان است ، زيرا وجود مادى اين صورتهاى منطبع در اعضاى بدنى
--> - پيدا مىشود كه احساس نام دارد ، پس احساس غير از تحريك خارجى و تأثر عضوى است ، بلكه انعكاس ذهنى ( در مورد ) تأثرى است كه بر يكى از اعضاى بدن عارض شده است ، بنابراين آنچه به واسطهء پىها ( اعصاب ) انتقال مىيابد و در مغز ضبط و نگهدارى مىشود تأثرات عضوى ، يعنى تغييرات بدنى و مادى هستند ، نه احساسها . مبانى فلسفه ، ص 34 - 33 . لازم به يادآورى است كه مصنف علامه ( ره ) اين اشكال را در اصول فلسفه به شكل روشنترى بيان كردهاند . ( ج 1 ، مقاله 3 ، ص 62 ) .