على ربانى گلپايگانى

238

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

باشد ماهيت علم هم اضافه است و . . . ) . و اما اينكه حكماء و متكلمان علم را « كيف » ناميده‌اند ، اين نامگذارى مبنى بر مسامحه در تعبير است ، همان‌گونه كه در عرف عام هروصفى كه به گونه‌اى ناعت و توصيف‌كننده غير باشد « كيف » ناميده مىشود ، اگرچه خود يك واقعيت جوهرى باشد ( مثلا جسميت جوهر است لكن در عرف عام به عنوان صفت و حالت چيزى بشمار مىآيد و گفته مىشود يكى از صفات درخت جسمانيت آن است ، آنگاه گفته است : ) به اين بيان اشكال اندراج مقوله‌هاى ديگر تحت مقوله كيف دفع مىگردد ، ( زيرا صورت ذهنى اصلا مندرج در مقوله كيف نيست « 1 » ) و اما اشكال جوهر و عرض بودن يك چيز ( صورت ذهنى ) پاسخ آن همان است كه قبلا بيان گرديد و آن اينكه مفهوم عرض ، عرض عام است ( نه جنس عالى و مقوله ) كه شامل مقوله‌هاى نه‌گانه عرضى ( در خارج ) و جوهر ذهنى مىگردد و هيچ اشكالى در آن نيست . بر اين پاسخ دو اشكال وارد است : يكى اينكه مجرد صدق و انطباق مفهوم يكى از مقولات بر چيزى موجب اندراج آن چيز تحت آن مقوله نخواهد بود ، همان‌گونه كه اشاره به اين مطلب ( در تبيين پاسخ صدر المتألهين ( رحمه اللّه ) خواهد آمد ( بنابراين ، اينكه محقق دوانى به طور مطلق حكم نمود كه صورت ذهنى مندرج در ماهيت معلوم بالذات و بالعرض است ، صحيح نيست ) . اشكال ديگر اين است كه كلام حكماء و متكلمان صريح است در اينكه علم حصولى كيف نفسانى است و حقيقتا داخل در مقوله « كيف » است بدون آنكه مسامحه‌اى در كار باشد . ( بنابراين ، داخل بودن « علم » در مقولهء كيف قابل انكار نيست ، و اگر داخل در مقوله معلوم هم باشد ، اشكال اندراج يك شىء تحت دو مقوله به قوت خود باقى است ) .

--> ( 1 ) نظريه محقق دوانى نقطهء مقابل نظريه سيّد سند است ، او مىگفت صورت ذهنى فقط داخل در مقوله كيف است ، و جوهر خارجى هرگاه در ذهنى موجود شود « كيف » خواهد بود ، و دوانى مىگويد صورت ذهنى فقط تحت مقوله خارجى است و حقيقتا داخل در مقوله كيف نيست .