على ربانى گلپايگانى
231
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
2 - كلى به وصف كليت در خارج موجود نيست : دومين وجه احتجاج اين است كه امورى را تصور مىكنيم كه متصف به كليت و عموم مىباشند ، مانند انسان كلى و حيوان كلى و تصور اشاره عقلى است كه بدون وجود مشار اليه تحقق پيدا نمىكند ، و از آنجا كه كلى به وصف كليت در خارج ، موجود نيست ، پس آن مشار اليه كلى در موطن ديگرى موجود است و ما آن موطن را ذهن مىناميم . 3 - ماهيت صرف در خارج موجود نيست : سومين وجه و دليل اين است كه ما معناى صرف و خالص از هرحقيقتى را تصور مىكنيم و آن معناى صرف عبارت است از تصور ماهيت مجرد از همهء آنچه با آميختگى و انضمام به ماهيت موجب كثرت آن مىگردد . مانند معناى سفيدى كه با حذف همه شوائب ( زوايد و ضمايم ) بيگانه از ماهيت سفيدى تصور مىگردد ( مثلا موضوع ، زمان ، و مكان خاصى براى آن در نظر گرفته نمىشود ، شدت و ضعف آن ملاحظه نمىگردد و تنها سفيدى صرف و مجرد از همهء خصوصيات تصور مىگردد ) و صرف هرچيز دوئيت و تكرارپذير نيست ، پس آن حقيقت صرف ، داراى وحدتى است جامع همهء آنچه از سنخ آن ماهيت و حقيقت است ، و حقيقت و ماهيت به اين وصف ( صرافت و تجرد از همهء قيود و ضمايم ) در خارج موجود نيست ، پس اين حقيقت در موطن و ظرف ديگرى موجود است كه آن را ذهن مىناميم . تتمه : بررسى اشكالات وجود ذهنى . بر وجود ماهيات در ذهن - به معنى حصول نفس آن ماهيات در ذهن ( نه شبح و عكس آنها ) - اشكالاتى وارد شده است : اشكال اول : اجتماع جوهر و عرض در شىء واحد اعتقاد به حصول خود ماهيات ( نه شبح آنها ) در ذهن مستلزم جوهر و عرض بودن شىء واحد است و آن محال است ، بيان ملازمه ( ميان حصول خود ماهيات در ذهن و جوهر و عرض بودن يك شىء ) ، اين است كه جوهرى كه معلوم و معقول در