على ربانى گلپايگانى
209
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و وقوع دوباره معدوم ناشى مىگردد ، نه از ذات و ماهيت آن ، يعنى امتناع ذاتى ندارد بلكه امتناع وقوعى دارد . ) . مرحوم مصنف در تعليل بطلان لازم فرمودهاند : « و تعين العدد من لوازم وجود الشىء المتشخص » . لازمه تحقق يافتن موجود خارجى به صورت متشخص اين است كه عدد و شمارهء معينى داشته باشد . اين بيان به اين مقدار كه در متن آمده است ، ناتمام است ، زيرا ممكن است كسى بگويد : چه ملازمهاى ميان تشخص وجود يك ماهيت و تعين فردى آن است ، مثلا ماهيت انسان امكان بىنهايت فرد و مصداق را دارد . و از اين بىنهايت تنها مصاديق خاصى به صورت متشخص تحقق پيدا مىكنند ، پس عدم تناهى و تعين عددى با تشخص وجودى يك ماهيت منافاتى ندارد . به عبارت ديگر : منافاتى ندارد كه يك ماهيت بالذات امكان بىنهايت مصداق را داشته باشد ، ولى در هرزمان تعداد معينى از آن تحقق پيدا كند . مصنف از اين اشكال در پاورقى پاسخ داده و فرمودهاند « و لا مرجح لبعض تلك الاعداد » ، يعنى ما نحن فيه را نمىتوان به امثال ماهيت انسان يا ساير ماهيات امكانى مقايسه نمود كه بالذات امكان بىنهايت افراد را دارند ، ولى به لحاظ تحقق عينى ، تعداد معينى از آن تحقق مىيابد ، زيرا در ماهيات امكانى ، علل و شرايط و قابليتها تنها در مورد برخى از آنها فراهم گرديده و آن بعض ترجح پيدا مىكند ، ولى در مورد بحث ما هيچگونه رجحانى براى برخى از عودها وجود ندارد كه فقط آن تحقق پيدا كند ، و در نتيجه يا بايد همگى تحقق پيدا كنند و اين محال است ، زيرا تعين عدد لازمه شىء موجود و متشخص در خارج است و يا آنكه هيچيك تحقق پيدا نكند و اين همان امتناع اعاده معدوم است . دليل قائلان به امكان اعادهء معدوم و پاسخ آن قائلان به امكان اعادهء معدوم بر مدعاى خود چنين استدلال كردهاند : اگر