على ربانى گلپايگانى

210

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اعاده معدوم ممتنع باشد ، بايد ديد منشاء امتناع آن چيست ؟ ملاك امتناع يكى از امور ياد شده در زير است : 1 - ملاك و منشاء امتناع ، ماهيت معدوم است . 2 - منشاء امتناع ، امرى است عارض بر ماهيت معدوم ، لكن از عوارض لازم ذات است كه هيچگاه از ذات جدا نمىگردد . 3 - منشاء امتناع ، امرى است كه عارض بر ذات معدوم مىشود ، ولى عارض مفارق است . فرض اوّل و دوّم باطل است ، زيرا اگر منشاء امتناع وجود دوبارهء معدوم ، ماهيت يا عارض لازم ماهيت بود ، در مرتبهء اول هم موجود نمىشد ، با آنكه فرض اين است كه قبلا موجود گرديده و سپس معدوم شده است . پس صورت سوّم صحيح است ، ولى چون عارض مفارق سرانجام زايل مىگردد ، بنابراين امتناع اعاده هم زايل مىشود و وجود دوبارهء معدوم ممكن مىگردد . نتيجه اين مىشود كه نبايد گفت اعاده معدوم هيچگاه ممكن نخواهد بود ، بلكه بايد گفت هرگاه مانع منتفى گردد ، امكان وقوعى خواهد داشت . در پاسخ اين دليل فرموده‌اند كه منشاء امتناع هيچيك از امور ياد شده نيست ، بلكه امر ديگرى است و آن « لازمهء وجود دوبارهء معدوم » است . چنان‌كه در دلايل چهارگانه‌اى كه بيان شد ، به وضوح معلوم است ، كه همهء اشكالاتى كه بر اعاده معدوم مترتب مىشد ، از وجود دوبارهء آن ناشى مىشود . وجود دوباره معدوم ، مستلزم تخلل عدم در هستى شىء است ( برهان اوّل ) . وجود دوبارهء معدوم ، مستلزم وحدت كثير مىباشد ( برهان دوم ) . وجود دوبارهء معدوم ، مستلزم انقلاب يا خلف است ( برهان سوم ) . وجود دوبارهء معدوم ، مستلزم تسلسل عودهاى غير متناهى است ( برهان چهارم ) .