على ربانى گلپايگانى

208

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

همان زمان انتزاع مىگردد . دليل چهارم : جواز اعادهء معدوم مستلزم عودهاى غير متناهى است : دليل چهارم نيز مانند دلايل گذشته ، به صورت قياس استثنايى تنظيم گرديده و بر دو پايه استوار است : يكى اثبات ملازمه و ديگرى اثبات نادرستى تالى . ملازمه عبارت است از اينكه ، هرگاه اعاده معدوم جائز باشد ، عود و بازگشت معدوم تعداد معينى نخواهد داشت و تا بىنهايت « عود » امكان‌پذير است ، زيرا همان گونه كه « معاد نخست » با موجود « مبتداء » هيچگونه تفاوتى ندارد ، فرقى ميان معاد اوّل و معاد دوّم و . . . نخواهد بود ، پس از نظر عقل ، تحقق بىنهايت « معاد » امكان پذير است . اين ملازمه كاملا روشن است ، آنچه مهم است اين است كه دليل بر بطلان لازم يا تالى چيست ؟ يعنى امكان تحقق يافتن بىنهايت معاد چه مانع عقلى دارد ؟ صدر المتألهين در بيان بطلان لازم تنها به اين اكتفاء كرده است كه نادرستى آن واضح و آشكار است « 1 » . مرحوم آملى در توضيح آن گفته است : اكنون كه تا بىنهايت عود و بازگشت معدوم ممكن است ، از نظر تحقق و وقوع از سه حالت بيرون نيست : 1 - بعضى از آنها واقع مىشود نه همهء آنها ، اين وجه باطل است ، زيرا تخصيص بلامخصص خواهد بود . زيرا از نظر عقل هيچيك از اين عودها يا معادها امتياز و خصوصيتى ندارند كه آن واقع گردد و عودها يا معادهاى ديگر واقع نگردند . 2 - همهء اين عودها و معادها تحقق يابند ، اين وجه هم باطل است ، زيرا وقوع افراد غير متناهى امرى محال است ، غير متناهى عددى هيچگاه تحقق نمىيابد ؛ زيرا آنچه واقع مىگردد از نظر تعداد و شماره متناهى است . 3 - هيچيك از اين عودها ( معادها ) تحقق پيدا نكند و اين در نتيجه همان امتناع اعادهء معدوم است « 2 » ( زيرا امتناع همان‌گونه كه بعدا بيان خواهد شد از وجود

--> ( 1 ) و هو مستبين الفساد . اسفار ، ج 1 ، ص 354 . ( 2 ) درر الفوائد ، ج 1 ، ص 173 .