على ربانى گلپايگانى

175

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ضرورى « شناخت و معرفت » است ، همان‌طور كه بدون تصور وجود و كليت و جزئيت و ساير معقولات ثانيهء فلسفى و منطقى ، « شناخت » ناميسّر است ، بدون تصور عدم و معدوم هم « شناخت » ناميسّر است » « 1 » . چگونگى پيدايش مفهوم عدم خاص و عدم مطلق در اينجا لازم است اين مطلب را بررسى كنيم كه اصولا مفهوم عدم از كجا و چگونه وارد ذهن مىگردد ؟ زيرا عدم در خارج از ذهن داراى واقعيتى نيست تا از طريق مطالعه آن ، مفهوم عدم در ذهن آمده باشد . البته اين پرسش به مفهوم « عدم » اختصاص ندارد ، بلكه در مورد همهء مفاهيم اعتبارى ( معقولات ثانى فلسفى ) مطرح مىشود . و ما چگونگى پيدايش مفاهيم اعتبارى را در خاتمه مرحله چهارم بيان خواهيم كرد ، آنچه در اين‌جا يادآور مىشويم دو نكته است : 1 - اين تصور كه همهء مفاهيم ذهنى ، از طريق مطالعهء مستقيم واقعيتهاى خارجى پديد آمده‌اند ، تصور نادرستى است و اين فقط معقولات اولى ( مفاهيم ماهوى ) هستند كه داراى اين خصوصيت مىباشند و نه‌تنها مفهوم عدم ، بلكه همهء مفاهيم اعتبارى نيز از طريق مطالعه مستقيم واقعيت‌هاى خارجى وارد ذهن نمىگردند . 2 - درباره نحوهء پيدايش مفهوم عدم براى ذهن ، مصنف علامه ( رحمه اللّه ) در پاورقىهاى اسفار بيانى دارند كه يادآور مىشويم : « ما نخست در ميان موجودات ، كثرت را مشاهده مىكنيم ، مثلا وجود زيد و وجود عمرو و افراد ديگر « انسان » را درك مىكنيم ، آنگاه آنها را با يكديگر مقايسه مىنمائيم و در اين مقايسه هرگاه زيد را تصور مىكنيم عمرو را نمىيابيم و هرگاه عمرو را تصور مىكنيم زيد را نمىيابيم ، در اين‌جا ذهن گرفتار يك نوع اشتباه شده و عدم وجدان ( نيافتن ) را به منزلهء وجدان عدم ، تلقى مىكند ، و در نتيجه از وجود

--> ( 1 ) شرح مختصر منظومه ، ج 1 ، ص 147 .