على ربانى گلپايگانى

176

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

زيد ، عدم عمرو را انتزاع مىكند و از وجود زيد عدم عمرو را . و به اين طريق مفهوم عدمهاى خاص انتزاع مىگردد . آنگاه از اين مفاهيم عدمهاى خاص ، مفهوم عدم مطلق را انتزاع مىكند ، همان‌گونه كه مفهوم كلى را از مطالعه و تصور افراد و مصاديق آن انتزاع مىنمايد . بنابراين تصور و انتزاع مفهوم عدم خاص بر تصور و انتزاع مفهوم عدم مطلق ، مقدم است ، و اعتقاد به اين‌كه نخست « عدم مطلق » تصور مىشود ، آنگاه با نسبت دادن آن به ملكات ، مفهوم عدم خاص انتزاع مىگردد ، توهمى بيش نيست » « 1 » . اين مطلب مربوط به چگونگى پيدايش مفهوم عدم در مرحله ادراكات تصورى است . و چگونگى پيدايش عدم در مرحلهء تصديقات همان بحثى است كه در اين فصل مطرح گرديده و توضيح آن خواهد آمد . دو نظريه در مورد تمايز و عليت در عدم 1 - نظريهء فلاسفه و محققان از متكلمان اسلامى : و آن اينكه در عدم به خودى خود تمايز و عليت راه ندارد ، اگرچه در مورد عدمهاى خاص ، تمايز و عليت به كار مىرود ولى اين به لحاظ خود عدم نيست ، بلكه به لحاظ ملكات و موجوداتى است كه عدم به آنها اضافه شده است و تعبير مجازگونه است ، چنان‌كه بيان گرديد . 2 - نظريهء گروهى از متكلمان كه معتقدند عدم به خودى خود داراى تمايز است . بدون شك اگر كسى براى عدم هيچگونه واقعيتى قائل نباشد ، تمايز و عليت هم براى آن قائل نخواهد بود . بنابراين سخن حق در اين مسأله همان نظريهء نخست است ، و « تمايز » در واقع از آن وجودها است ، مانند وجود زيد و وجود عمرو ، ولى ذهن به خاطر اشتباهى كه به او دست مىدهد اين تمايز را به عدم زيد و عدم عمرو نسبت مىدهد ، و مىگويد : عدم زيد از عدم عمرو ممتاز است . واقعيت اين قضيه اين

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 349 .