على ربانى گلپايگانى

173

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

شرح مطالب : انگيزهء طرح مباحث عدم در فلسفه در اين فصل و دو فصل ديگر از اين مرحله ، درباره « عدم » بحث مىشود « 1 » . در اين‌جا اين سؤال مطرح مىشود كه به چه انگيزه‌اى ، فلاسفه مباحث مربوط به عدم را در فلسفه كه موضوع آن « وجود » است مطرح نموده‌اند ؟ برخى معتقدند طرح اين مباحث در فلسفه جنبهء استطرادى دارد « 2 » و به اصطلاح از باب « الكلام يجر الكلام » مىباشد ، ولى همان‌گونه كه در پيشگفتار ياد آور شديم ، بحث دربارهء عدم نيز به گونه‌اى داخل در موضوع مباحث فلسفه است ؛ زيرا عدم نيز در ذهن موجود است و در نتيجه مفهوم آن داخل در موضوع فلسفه خواهد بود . اكنون دو مطلب ديگر را نيز در اين‌جا يادآور مىشويم كه هريك به نوعى مىتواند بيانگر انگيزهء ورود بحثهاى مربوط به عدم در فلسفه و نيز اهميت آن باشد . 1 - مطلب نخست : اينكه برخى از بحثهاى فلسفه ناظر به آراء و انديشه‌هاى گروهى از متكلمان است و براى ردّ انديشه‌هاى آنان كه به نظر فلاسفه نادرست بوده است ، در فلسفه مطرح گرديده است ، چنان‌كه در مسألهء قبل بيان گرديد كه گروهى از متكلمان براى « عدم » يا ماهيات معدوم ، قائل به ثبوت و شيئيت بودند ، و فلاسفه در ردّ نظريهء آنان بحث « مساوقت وجود و شيئيت » را مطرح نمودند . و نيز بيان گرديد كه يكى از شبهات آنان كه براى « معدوم » قائل به ثبوت شده بودند ، مسأله « معدوم مطلق » و خبر دادن از آن به اينكه نمىتوان از آن خبر داد ، بوده است . به همين جهت ، فلاسفه اين مسأله را مورد بحث قرار داده‌اند تا شبههء معدوم مطلق را پاسخ گويند .

--> ( 1 ) در فصل گذشته نيز بحث به گونه‌اى مربوط به عدم بود و آن اينكه آيا عدم داراى ثبوت و شيئيت ، هست يا نه ؟ . ( 2 ) درر الفوائد ، ج 1 ، ص 150 .