على ربانى گلپايگانى
164
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
بطلان محض است و ثبوتى براى آن نيست ، پس ثبوت و نفى معادل با معناى وجود و عدم مىباشند . از معتزله نقل شده است كه ثبوت نسبت به وجود ، اعم مطلق است ، ( هر وجودى ثبوت است ولى هرثبوتى وجود نيست ) ، پس برخى از معدومات در نظر آنان ثابت مىباشد و آن عبارت است از معدوم ممكن ( نه معدوم ممتنع الوجود ) و در اين صورت ( كه ثبوت اعم از وجود است ) ، نفى أخص از عدم مىباشد و شامل نمىگردد مگر معدوم ممتنع را . و از برخى از آنان حكايت شده است كه بين وجود و عدم واسطه است و آن را « حال » ناميدهاند و آن عبارت است از صفت موجود ، ( هرچند خود ) نه موجود است و نه معدوم ، مانند صفت عالم بودن ، و قادر بودن و پدرى ، كه از صفات انتزاعىاند و براى آنها وجود منحاز و مستقل ( از موصوف ) نمىباشد ، پس گفته نمىشود كه آنها موجود هستند و ( در عين حال ) ذات موجود ، متصف به آنها مىگردد و نيز گفته نمىشود كه آنها معدوم هستند . و اما ثبوت و نفى : پس آن دو متناقض با يكديگرند و واسطهاى ميان آنها نيست . و اين سخنان همگى اوهام و پندارهايى است كه در بطلان و نادرستى آنها كافى است كه فطرت عقلى گواهى مىدهد بر اينكه عدم ، بطلان و نيستى است و شيئيتى ندارد . ( پس نهتنها خود ثبوت ندارد ، بلكه نمىتواند صفت يك امر موجود و ثابت هم بشمار آيد ) . شرح مطالب : در اين فصل دو مطلب مورد بحث قرار گرفته است : الف : نسبت ميان وجود و شيئيت . ب : نسبت ميان وجود و عدم .