على ربانى گلپايگانى

149

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

هستند كه از خارج انتزاع نگرديده و فقط عقل با نوعى عمل فكرى و به خاطر ضرورتى كه او را وادار به اعتبار و تصور اين مفاهيم كرده است ، آنها را اعتبار مىنمايد ، مانند مفاهيم : وجود ، وحدت ، عليت و مانند آن ، براى اين مفاهيم نيز يك نحوه ثبوتى به واسطهء ثبوت مصاديقى كه از طريق اين مفاهيم حكايت مىشوند ، مىباشد ، اگرچه نسبت اين مفاهيم به مصاديق خود ، مانند نسبت ماهيات به افراد خود كه در تعريف مصاديق خود أخذ گرديده‌اند ، نبوده ( و اين‌چنين ) ملحوظ و مأخوذ نمىباشند . اين ثبوت عام كه شامل ثبوت وجود ، و ماهيت ، و مفاهيم اعتبارى عقلى مىباشد نفس الامر ناميده مىشود ، همان نفس الامرى كه صدق و درستى قضايا با مطابقت با آن سنجيده مىشود ، و گفته مىشود : اين مطلب اين‌گونه است در نفس الأمر ( انسان متفكر است در نفس الامر ) . توضيح اين مطلب اين است كه : برخى از قضايا موضوع آنها خارجى است و محكوم به حكم خارجى هم مىباشد ، مانند : واجب تعالى موجود است : هركس در شهر بود بيرون رفت ، و انسان ضاحك بالقوه است ، و صدق و درستى حكم در اين قضايا به واسطهء مطابقت داشتن آن باوجود عينى است . و برخى از قضايا ، قضايايى است كه موضوع آنها ذهنى ، و ( محكوم ) به حكم ذهنى ، يا ( موضوع آنها خارجى ) و مأخوذ ( محكوم ) به حكم ذهنى مىباشند ، مانند : كلى ، يا ذاتى است و يا عرضى ( موضوع و حكم هردو ذهنى است ) و : انسان نوع است ( گرچه انسان تحقق خارجى دارد ولى در مورد حكم مذكور در قضيه ، امرى ذهنى است ) و صدق و درستى حكم در اين قضايا به واسطه مطابقت داشتن آن با ذهن است ، زيرا جايگاه ثبوت اين قضايا همان ذهن است ، و در عين حال هردو نوع قضايا به واسطه مطابق بودنشان با نفس الامر صادق مىباشند . پس ثبوت نفس الامرى از هريك از ثبوت ذهنى و خارجى أعم مطلق است . و گفته شده است كه نفس الامر ، عقل مجردى است كه در آن صورتهاى