على ربانى گلپايگانى
115
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
از كثرت طولى به كثرت نورى و از كثرت عرضى به كثرت ظلمانى تعبير مىشود و كثرت نخست ذاتى وجود است ، ولى با وحدت آن منافات ندارد ، زيرا حقيقت همه آنها يك چيز است . زلف آشفته او موجب جمعيت ما است * چون چنين است پس آشفته ترش بايد كرد و كثرت دوّم اگرچه با وحدت منافات دارد ولى ذاتى وجود نيست ، بلكه كثرت عرضى است . و در تشبيه مانند شيشههاى گوناگونى است كه نور خورشيد در آنها ظاهر مىگردد و مىتابد . همچو آن يك نور خورشيد سما * صد بود اندر ميان خانهها ليك يك باشد همه انوارشان * چونكه برگيرى تو ديوار از ميان دليل نظريه تباين حقايق وجودى اين نظريه در واقع از دو مدعا تشكيل گرديده است : 1 - وجود و واقعيت خارجى داراى حقايق مختلفه است . 2 - هريك از اين حقيقتها به تمام ذات ، مباين با ديگرى است . بر مدعاى اول چنين استدلال كردهاند كه ، موجودات خارجى هريك داراى آثار و خواص ويژهاى است ، بنابراين آثار موجودات خارجى مختلف مىباشد ، و از طرفى اختلاف آثار از اختلاف مبدء و منشاء آثار حكايت مىكند ، بنابراين واقعيتهاى خارجى حقيقتهاى وجودى مختلفى مىباشند . و بر مدعاى دوّم نيز چنين استدلال كردهاند كه ، هستى امرى بسيط است و هرگاه واقعيتهاى بسيط با يكديگر مختلف باشند ، قطعا اختلاف آنها به تمام ذات خواهد بود ، مانند اجناس عاليه در مورد ماهيت كه تمايز آنها به تمام ذات است . پاسخ اين استدلال اين است كه ، اگرچه اختلاف آثار ، كاشف از اختلاف مبدء و منشاء آثار است ، ولى به هيچوجه مستلزم اختلاف تباينى نيست ، بلكه اعم از