على ربانى گلپايگانى

114

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مثال سوم در اين مورد ، حركت سريع و حركت بطيئ است ، زيرا ما به الاشتراك و ما به الاختلاف در آن ، همان معنا و حقيقت حركت است ، كه عبارت است از خروج تدريجى شيء از قوه به فعل و هرگز امتياز حركت تند و سريع از حركت كند و آهسته به امر ديگرى خارج واقعيت حركت نيست ، و به عبارت ديگر ، اين‌چنين نيست كه وصف تندى و سرعت مقوم معنا و حقيقت حركت باشد ؛ زيرا در اين صورت ديگر حركت آهسته ، حركت نخواهد بود ، و اين بر خلاف فرض است ، و نيز اين‌چنين نيست كه حركت كند ، تركيبى از حركت و سكون باشد ، زيرا سكون مقابل حركت است ، و هيچگاه موجودى از امر مقابل خود تشكيل نمىگردد . پس حركت سريع و بطيئ در حركت بودن اشتراك و در نفس حركت بودن اختلاف دارند « 1 » . كثرت طولى و كثرت عرضى وجود حقيقت وجود دو نوع كثرت دارد : يكى كثرت طولى است و مقصود از كثرت طولى همان كثرت مراتب وجود است كه قوىترين و كامل‌ترين مرتبه آن ، مرتبه واجب الوجود بالذات است كه صرف وجود و فعليت است و ضعيف‌ترين و ناقص‌ترين آن مرتبه هيولى اولى است كه صرف قوه است ، و مصنف اين مطلب را در پاورقى توضيح داده است . دوم كثرت عرضى است و آن كثرتى است كه ما به الامتياز غير از ما به الاشتراك است ، يعنى وجود به اعتبار اضافه و نسبتى كه به ماهيات مختلف دارد ، متصف به چنين كثرتى مىگردد ، اگرچه از نظر مراتب در يك مرتبه باشند مانند وجود جمادات يا وجود نباتات و مانند آن ، كه اگرچه از نظر مرتبه وجودى در يك مرتبه قرار دارند ، ولى اصناف و افراد گوناگون دارند . در اينكه ملاك تخصص و در نتيجه تكثر وجود چيست ؟ در فصل آينده بحث خواهد شد .

--> ( 1 ) در اين‌باره در مرحله ( 10 ) فصل ( 14 ) بحث خواهد شد .