على ربانى گلپايگانى

107

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ولى بر مبناى اصالت وجود پاسخ به سؤال ياد شده ، نياز به دقت دارد ؛ زيرا اگر پاسخ داده شود كه ، واقعيت خارجى ( حقيقت هستى ) واحد است ، اين سؤال مطرح مىشود كه پس چرا در ذهن ما مفاهيم گوناگونى از آن ظاهر مىگردد ؟ و به عبارت ديگر ، چرا ذهن ما از اين واقعيت واحد ، انواع كثيره و افراد مختلفه دريافت مىكند ؟ و اگر آن واقعيت عينى ( حقيقت هستى ) كثير است ، پس چگونه در ذهن ما يك مفهوم و معناى عام از اين واقعيت عينى فهميده مىشود . ( بحث اشتراك معنوى وجود قبلا گذشت ) . آراء و اقوال در مسأله اكنون كه زمينه اين بحث كاملا روشن گرديد به نقل و بررسى اقوال و آراء مطرح شده پيرامون آن مىپردازيم : 1 - وحدت وجود و موجود : قائلان به اين نظريه ، معتقدند كه در دار وجود ، يك وجود و يك موجود بيش نيست ؛ زيرا از طرفى ماهيت امرى اعتبارى است ، پس كثرت مفهومى را نمىتوان دليل بر كثرت واقعيت عينى دانست ، بنابراين كثرت موجود كه در ذهن ما خودنمايى مىكند ، توهم و اشتباه ذهن است ، پس واقعيت عينى را يك چيز تشكيل مىدهد و آن هستى و وجود است . اين نظريه به همين صورت كه مطرح شد ، از نظر ادراك حسى و ادراك عقلى قابل قبول نيست ، همان‌گونه كه از نظر مبانى دينى هم قابل قبول نمىباشد ، و به تعبير حكيم سبزوارى : « اشكال و قدح در اين طريقه بسيار است » « 1 » . و به تعبير فيلسوف شهيد ، مطهرى : « اين نظريه به اين شكل قابل توجيه فلسفى نيست » « 2 » . اين نظريه به صورت ياد شده منسوب به صوفيه و برخى از عرفا است و اينكه چه عاملى موجب گرايش آنان به آن گرديده است ، از حوصله بحث كنونى ما بيرون

--> ( 1 ) اسرار الحكم ، ط تهران ، اسلاميه ، ص 31 . ( 2 ) شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 224 .