السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

86

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

اين حروف و ادوات خودشان را تعريف مىكنند ( و در شرايط محيط انسانى به كار مىروند ) . ابزار به نظاير خود ، اشاره دارد و كاركردش در اشياست . قديم بودن خدا ، استعمال زمان را مانع است و ازلى بودنش ، تحقق را كنار زده است . اين معانى ( در اصطلاح انسانى ) با هم‌ديگر افتراق دارند كه شاهد و تفاوت گذار است . و با هم مباينت دارند كه دليل تباين گذار است . و يا همين دلايل ، تباين و تأليف ، سازنده آن‌ها در پيش عقول تجلى مىيابد و به همين جهت ، قابل رؤيت نيست و از دست‌رس اوهام به دور است . در زمينه اين‌ها ( تباين و تألف ) وجود ديگرى ثابت مىشود و به وجود آن‌ها ، استدلال تحقق مىيابد . با همين تفاوت‌ها ، به وحدانيتش ، اقرار مىگردد ، زيرا دلالت عقول ، تنهابه دليل تصديق خداوند است و با اقرار ، ايمان انسان تكامل مىيابد . دين‌دارى اصيل قطعاً دين‌دارى بعد از معرفت خداوند است و معرفت جز از طريق اخلاص حاصل نمىشود و قطعاً اخلاص با تشبيه ، سازگارى ندارد . و اگر صفات بر خداوند ثابت شود ، هرگز توان نفى شرك وجود ندارد . هر چه را مخلوق دارد ، خالق فاقد آن است . ( نيازمندى - احتياج ) هر چه در مخلوق امكان دارد ، در خالق مُحال است . براى خداوند ، حركت و سكون معنا ندارد . چيزى كه او خود آن‌ها را به وجود آورده است ، چگونه شامل او مىشود . يا به او برگردد ، آنچه او ، خود آغاز كرده است . اگر چنين باشد ، ذات خداوند محلّ حوادث مىشود و كُنه ذاتش تجزيه مىگردد ( تعالى الله عن هذا ) ديگر در اين صورت ، ازليت معنا ندارد و خداوند با مخلوقش تفاوتى نمىكند .