السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
57
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
احلام بلند ، براى درك او نااميد مىشوند . اقيانوسهاى دانش اگر در عمق « 1 » به او وصل نباشند خشك مىشوند و زيركى و تيزبينى اهل منازعه در توصيف قدرتش از بلندى به كوچكى نزول مىكنند . او واحد است نه از نظر شماره و عدد . او بدون استمرار هميشگى است . بدون پشتيبانى و حمايت قائم است . او نوعى از جنس نيست كه ديگر گروهها بايد با او در يك تراز قرار بگيرند و شىء نيست كه ديگر اشيا بايد به او شبيه باشند . و نه شبيه به موجودات است كه صفت و ويژگى براى او به كار برد . قدرت ادله در امواج جارى درك او به بىراهه مىروند . ذهنها در احاطه ياد ازليتش مبهوت و گيج ماندهاند . هوشها از آگاهى توصيف قدرتش ، متوقف شدهاند . افكار در ژرفاى سپهرِ ملكوت حكومتش ، غرق شدهاند . « 2 » « او استاد بخشش است . » در فرّ و شكوه دسترسىناپذير و حاكم همه چيز است . زمان او را پير نمىكند و توصيفات ، او را در بر نمىگيرد . سختترين لجاجتها در محدوديت پايداريشان در برابر او خاشعاند . محكمترين ريسمانهاى ايمان ، در نهايت پهنه استوارى ، در برابر او تسليماند « 3 » همه مخلوقات به بزرگىاش و عدم اهليتشان بر قدرتش بر مخلوقات ، دليلى بر ابديت او است . فنا و نابودى بر جاودانگىاش شاهدند . بنابراين هيچ ملجئى از ادراكش ، هيچ گريزى از احاطهاش ، هيچ راهى براى پنهان ماندن از شمارشش و هيچ راه فرارى از قدرتش را ندارند . شايسته است كمالش را در خَلق مخلوقاتش « 4 » به عنوان نشانه و آيه ،
--> ( 1 ) . كهف ، آيه 109 : « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً » . . ( 2 ) . اينجا لازم است به نكتهاى اشاره شود كه تعالى و قدوسيت ماهيت الوهى ، با اين حقيقت مورد تأكيد قرارمىگيرد كه انسان ، مات و متحير است حتى از پايينترين سطح دسترسى به ذات خداوند عاجز است . توان و نيروى عقل و دليل ، ذهن بشرى ، با امواج سهمگين متوقف است . اين دلايل نمىتواند به جريان اصلى برسند . خداوند از سطح اوهام و عقول متعالى است . . ( 3 ) . طبق نظر علامه مجلسى ، مسئله به اسباب يا درجات فرعون مربوط مىشود كه گفت : « وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ * أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى » . . ( 4 ) . اين واژه « اتقان صُنع » با هم در قرآن به كار رفته است : « صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ » . .