السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

56

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

مىبيند . هيچ شيئى شبيه او نيست ، چون كه او با كيفيت توصيف مىشود . او از هيچ جايى غايب نيست كه او با وضعيت شناخته مىشود . « 1 » او در صفات از همگان مجزاست كه او منشأ آن‌هاست ، چون ماهيتى كه خدا در موجودات قرار داده قابل تغيير است اما ذات خدا قابل تغيير نيست . « 2 » با تغيير حالات ، از همه تحكم‌ها خارج است كه نمىتوانند در او تصرف كنند ، چون عظيم و مهيب و ترسناك است . تحديد او براى فراست نافذ عقلا و هوشمندان ، توصيفش به كيفيت به ژرفاى نافذ فكر و تصويرش به جويندگان بصيرت ، حرام است . نه به خاطر اين‌كه جايگاه‌هاى عظمتش او را در بر گرفته ، و نه چون ميزان بزرگى شأن و اقتدارش را مىسنجد و اندازه‌گيرى مىكند و نه به خاطر اين‌كه معيارهاى عظمتش ، او را داورى مىكند . غير ممكن است كه پندارها و اوهام او را درك كنند ، هوش‌ها او را بفهمند و فكرها و ذهن‌ها او را تصور كنند . قدرت دليل‌ها و عقل‌ها با

--> ( 1 ) . واژه‌هاى « اينيت » « كيفيت » « حيثيت » اگر اديبانه ترجمه شود بايد به مفاهيم : كجايى ، چگونگى و در حالى كى ، برگردانده گردند . مجلسى رحمه الله ، اين معانى را چنين توضيح مىدهد : « به عبارت ديگر ، خداوند در جايى قرار نگرفته است كه در آن مكان محصور باشد و در جا و مكان ديگرى نباشد كه در مورد مخلوقات مكان‌دار چنين است . لذا خداوند مانند اشيا و اجسام نيست كه در مكان قرار بگيرد . رابطه با موجود مجرد در همه مكان‌ها يكى است و مساوى است جايى از او خالى نيست ، در رابطه با حقيقتى كه خداوند در علم خود دارد . در زمينه مفاهيم عليت و معلوليت . او به همه چيز احاطه دارد و در هر جا وجود و حضور دارد . . ( 2 ) . خداوند غير قابل دست‌رس اذهان و مغزهاست ، يا به جهت اين‌كه اگر مغز آدمى ، خداوند را درك كنند و بفهمد ، در واقع ، خداوند مانند هر چيز ممكن ديگر محور صفات متغير خواهد بود . در نتيجه او نيازمند به سازنده و خالق خواهد بود و يا به جهت اين‌كه دليل ( عقلى ) به ما مىگويد كه سازنده صفات ( آفريده كار ) آن‌ها ساخته شده ( آفريده ) بايد متفاوت باشد ، لذا خدا نمىتواند مانندِ انسان‌هاى مخلوق ، قابل تصور و درك شود . بحارالانوار ، ج 3 ، ص 225 . .