السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
51
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
مانند خود او هستند . در غير اين صورت ، همه كلماتى كه در مورد او ( خدا ) به كار مىبريم مىتواند بىمعنا يا هر كدام هم معنا با ديگرى باشد . اما بُعد دوم حقيقت خداوند كه در عرفان بيشتر مورد تأكيد قرار مىگيرد ، نسبتاً به نفع غير قابل قياس بودنش ناديده گرفته مىشود . ناتوانى انسان در درك خداوند با استفاده از چيزهايى مثل قدرت عقل و احساس ، موضوع ، بعدى اين كتاب است . تأكيد دائم بر اين مسئله بر غير قابل قياس بودن خداوند تأكيد دارد و اشتباهات مشخصى كه افكار مشركانه و بخشيدن شكل انسانى به او و تصوراتى را كه مربوط به دوران جاهليت قبل از اسلام بوده ، توضيح مىدهد . براى روشن كردن معناى اين موضوع ، من سعى كردهام تا به تعداد كافى از تفاسير را ارائه كنم . تفسير جزئيات احاديث وظيفه تعداد زيادى از مفسران شيعه در طول قرنها بوده است . هر كلمه و جمله تعداد بىشمارى از محققين را مىطلبد كه تا دانش خود را نشان دهند . اما براى يك شنونده غربى ، فرد تنها مىتواند اميدوار باشد كه به قرآن و متن احاديث نبوى به عنوان مهمترين منابع اشاره كند ، منابعى كه براى مسلمانان عربزبان كاملًا آشكار و شناخته شده است . سپس سعى كردم به توضيح روشهايى بپردازم كه مفسرين اخير به كاربردهاند تا با نقل و ذكر تعدادى از متون توضيحى با دقت ، احاديث را شرح دهند . در بخش اول بيشتر از علامه مجلسى نقل شده است . برخى از اين جملات توضيحى ، براى درك و فهم متن لازم هستند اما به نظر مىرسد برخى ديگر جملات به ظاهر نامفهوم مىنمايند . علت مورد اخير اين است كه معمولًا مفسران سعى مىكنند با ارجاع به جنبههاى فلسفى و متافيزيك كه براى خواننده آشنا است ، به توضيح متن بپردازند ، اما اين جنبهها براى حد متوسط غربىها آشنا و شناخته شده نيست . به هر حال ممكن است اين يادداشتها ( نكات ) روشى را توضيح دهد كه متفكران اخير به كار مىبردهاند تا شيوه موجز يك عبارت را به يك سيستم متافيزيكى پيچيده ، گسترش و توسعه دهند .