السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

50

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

تفاسير متافيزيكى و فلسفى اسلام از طبيعت وحدانيت خدا بودند . برخى عالمان و پژوهش‌گران ، تمايل دارند كه هر چيزى را بيشتر از آنچه ناشى و مشتق مىشود از نظر خودشان از يك عقيده ساده بَدْوى به تأثير بيرونى ، ارجاع دهند و منتسب كننده آن‌ها همواره متون حديث شيعه را كه شامل گنجينه‌هاى غنى حكمت‌اند و مربوط به قرون اوليه اسلام مىباشند فراموش مىكنند . يعنى گفته‌هاى ائمه كه نه تنها شيعيان بلكه سُنّىها نيز صلاحيت و اعتبار آن‌ها را در علوم دينى ، تصديق مىكنند . حتى سخنان شخص پيامبر را كه الهام وحى را در اختيار ائمه قرار مىدادند فراموش كرده‌اند ، به خصوص از بزرگ‌ترين چشمه تعاليم متافيزيكى اسلام ، على بن ابىطالب پسر عمو وداماد پيامبر و اولين امام شيعيان ، تا حد زيادى غفلت شده است . در بخش‌هاى بعدى كه از بحارالانوار انتخاب شده است ، در پانزده قسمت - خارج از صدها موردى كه مىتوان در منابع شيعه يافت - خواننده مىتواند ريشه بيشتر تفكرات متافيزيكى اسلامى اخير را دريابد ! بايد توجه داشت نوع احاديث از خود پيامبر تا امام هشتم ، كه تعداد زيادى از احاديث از آن حضرت ، به تواتر رسيده است كمى متفاوت مىباشند . مهم‌ترين منابع احاديث پيامبر ، از احاديث امام اول ، پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم ، ارائه شده است . موضوع اصلى اين گزينش‌ها به طور وسيعى ثابت باقى مانده است . هم پيامبر و هم ائمه ، بر غير قابل قياس بودن و يا تنزيه و برترى خداوند بر مخلوقات ، تأكيد داشته‌اند . اگرچه ممكن است ، ما تنها بر اساس كلمات خود خدا ، يعنى قرآن كريم درباره خدا صحبت كنيم ، اما به اين معنا نيست كه عبارتى كه در توصيف مخلوقات به كار مىرود ؛ مانند همان عباراتى است كه در مورد خدا استفاده مىشود . در عين حال اين حقيقت كه مىتوان كلمات را آن‌طور كه شايسته خداوند است ، در موردش به كار برد نشان مىدهد كه در بعضى [ ارجاعات ] و ملاحظات حقيقتاً خداوند با مخلوقاتش قابل قياس يا مشابه ( تشبيه ) است از اين جهت كه چون او مخلوقاتش را آفريده است ، پس