السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
124
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
نعمت بى حَدّت بر من تمام كردى و در هر سال به تربيتت فزونتر شدم و خلقتم مقام كمال يافت و قواى جسم و جانم به حدّ اعتدال رسيد . پس حجت را بر من الزام نمودى . و معرفت خود را به قلبم الهام فرمودى و در عجايب حكمتهاى خويش چشم عقلم را حيران ساختى و مرا بيدار و هشيار كردى تا در آسمان و زمين ، بدايع مخلوقاتت را مشاهده كنم « 1 » و مرا به ياد خود و شكر نعمتهاى بىحدّ خويش متذكر ساختى . فرض نمودى بر من طاعت و عبادتت را . و فهم علوم و حقايقى كه پيمبرانت به وحى آوردند به من عطا فرمودى و روح بزرگ مرا براى فهم پذيرفتن عطا كردى و به سعه صدر در يافتن مقام رضا و تسليم را بر من آسان كردى و در تمام اين رحمتها بر من اعانت و لطف خود منّت گذاردى . سپس كه مرا از بهترين خاك بيافريدى « 2 » و براى آسايش من به يك نوع نعمت راضى نشدى ، بلكه به انواع نعمتهاى بىشمار مرا متنعم ساختى و به هرگونه طعام و لباس و اثاث زندگى برخوردارم كردى و همه صِرف لطف بى حدّ و احسان نامنتهاى تو بود . چون هرگونه نعمت را بر من تمام كردى و هر گونه رنج و بلا را از من بر طرف نمودى باز جهل و بى باكى من تو را مانع از اين لطف بزرگ نشد كه دلالتم كنى و به هر چه سبب خشم و غضب توست و به مقام قرب خود موفق سازى و با همه بىباكى و گناه باز هر وقت تو را خواندم اجابت كردى و چون از تو درخواستى كردم عطا فرمودى .
--> ( 1 ) . مقايسه شود با نحل ، آيه 13 : « و نيز آنچه در زمين براى شما آفريد و به انواع گوناگون و اشكال رنگارنگ درآوردو همه را مسخر شما كردم ؛ همانا در اين كار هم آيت و نشانهاى ( از الهيت ) بر مردم هشيار پديدار است . » . ( 2 ) . نك : نسل امام از پيامبر . با كتاب اول از على بالاى صفحه 29 مقايسه شود . .