السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

106

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

كشت‌هاشان بريده ، يا باران بدان‌ها نباريده يا - بذر زمين - بر اثر غرق شدن يا بىآبى تباه گرديده ، بار آنان را سبك گردان ، چندان كه مىدانى كارشان سامان پذيرد ، بدان . و آنچه بدان ، بار آنان را سبك گردانى بر تو گران نيايد ، چه آنان اندوخته بود كه به تو بازش دهند ، با آبادانى كه در شهرهايت كنند و آرايشى كه به ولايت‌ها دهند را نيز ستايش آنان را به خود كشانده‌اى و شادمانى كه عدالت را ميانشان گسترانده‌اى ، حالى كه تكيه بر فزونى قوت آنان خواهى داشت ، بدانچه نزدشان اندوخته‌اى ، از آسايشى كه برايشان اندوخته‌اى و اطمينانشان كه با هدايت خود به دست آورده و مدارايى كه كرده‌اى و بسا كه در آينده كارى پديد آيد كه چون آن را به عهده آنان گذارى با خاطر خوش بپذيرند - و خرده نگيرند - كه چون - شهرها - آبادان بود . هر چه بر عهده مردم آن نهى برد و زمين جز با تنگ‌دستى ساكنان آن ، ويران نشود . مردم شهرها ، هنگامى تنگ‌دست گردند كه واليان روى به گرد آوردن مال ، « 1 » آرند و از ماندن خود ، برسركار اطمينان ندارند و از آنچه مايه غيرت است كمتر سود بردارند . پس درباره كاتبان خود ، بنگر ، « 2 » و بهترينشان را بر سر كار بياور ، و نامه‌هايى را كه در

--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد ، دو توضيح و تفسير بر اين بخش پيشنهاد مىكند : 1 . مطابق تفسير اول ، واژه‌هاى : « اظنهم بالبقاء . » بايد چنين ترجمه شود كه : « آن‌ها به غلط در باره « پايدارى » و بقا فكر مىكنند » به اين معنا كه آن‌ها خيال مىكنند زندگى و وجودشان پايدار خواهد ماند و آن‌ها مرگ و نابودى را فراموش مىكنند . من در ترجمه به انگليسى - چبتيك ، معناى دوم را ترجيح مىدهم . 2 . آن‌ها تصور مىكنند كه باقىمانده و جاىگزين خواهند شد به اين جهت آن‌ها فرصت‌ها را مىدزدند و ثروت جمع مىكنند و نشان مىدهند كه به تنعم و كامروايى زمين توجه دارند . ج 17 ، ص 73 . . ( 2 ) . بدان كه كاتب و نويسنده مُجاز كه به وسيله فرمانده با ايمان تعيين شود ، امروزه به صورت عام « وزير » خوانده‌مىشود . وزير ، شخصى است كه با اداره امور از شخص حاكم مأمور شود . نماينده رسمى حكومت مىباشد . نامه‌هاى حكومت و ديوان ادارى براى او فرستاده شده و پاسخ آن‌ها به وسيله وزير داده مىشود . او ( وزير ) دستورهاى حكومتى را صادر مىكند . ناظر بزرگ آن‌ها است . در واقع او منشى و سرپرست كاتبان و منشيان حكومتى است و به اين علت ، وزير ناميده مىشود كه هم مسئوليت‌هاى حكومتى را به عهده دارد . گفته مىشود كه وزير ، سه حقّ قانونى در برابر شاه دارد : 1 . عبا را از دوش شاه ( خليفه ) بر مىدارد . 2 . تفهيم اتهام خائن و خودفروخته . 3 . و اسرار را به شاه گفتن و به اطلاع وى رساندن . ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 79 . .