السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
30
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
بنشيند ، و اين همان سخن خداوند است كه فرمود : خداوند بهترين حديث را فرود آورد . پس بهترين حديث ، حديث ماست كه هيچيك از آفريدگان نمىتواند به تمام و كمال و به كنه آن پىببرد ، زيرا هركس به كمال و كنه چيزى برسد خود از آن بزرگتر است . و خدا را بر توفيقش سپاس ، و انكار كردن كفر است . ) اين سخن حضرت عليه السّلام كه فرمود : لا يحتمل ، تحمل نمىكند و برنمىدارد ، تا آنجا كه فرمود : حتّى يحدّه ، به كمال و غايت آن نمىرسد ، با آنچه كه در صدر روايت در خصوص نفى حمل حديث ايشان گفته شد ، روى هم دلالت مىكند بر اينكه حديث ايشان عليه السّلام امرى ذو مراتب است كه حمل كردن برخى از مراتب آن به طريق تحديد امكانپذير است . و شاهد اين مطلب تعبيرى است كه در حديث قبلى كه ابى صامت از حضرت روايت كرده است ، آمده است كه حضرت فرمودند : من حديثنا ، يعنى از حديث ما ، كه در اين صورت مورد اين روايت با روايت نخستين كه فرمودند : لا يحتمله الّا . . . ، تا آخر روايت ، مورد واحدى خواهد بود . و هر دو نشان مىدهند كه حديث ايشان امرى مشكّك و داراى درجات و مراتب است ، و نيز سخن فوق حضرت همچون تعميمى براى حديث نبوى سابق كه فرمودند « إنّا معاشر الانبياء نكلّم النّاس على قدر عقولهم » خواهد بود . و تحديد و شناخت هر يك از خلايق نسبت به حديث ايشان عليه السّلام به لحاظ ظرف شناخت كه همان ذات آنان باشد محدود است ، پس آنچه كه به وسيلهء اين ظرف محدود حمل بشود نيز محدود خواهد بود ، و از همين رو است كه هيچكس را ياراى آن نيست كه به كمال و غايت حديث ايشان برسد ، زيرا مقام الهى ايشان كه همان مقام ولايت مطلقه است امرى نامحدود و بيرون از مرز امكان است و محدود به هيچ حدى نخواهد شد ، و ان شاء اللّه العزيز در اين خصوص در برخى از فصول پايانى اين كتاب سخنى گستردهتر خواهد آمد . ديگر از اخبارى كه مطلب فوق را تأييد مىكنند روايتى است كه در كتاب « بصائر » رسيده است كه مرازم به طور مسند از ابو عبد اللّه عليه السّلام نقل مىكند كه