السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

29

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

عرض كردم : فمن يحتمله ؟ قال : نحن نحتمله . ( پس كه برمىدارد ؟ فرمودند : ما خود آن را حمل مىكنيم . ) مىگويم : روايات با همين بيان در اين زمينه به حدّ استفاضه وجود دارد و در پاره‌اى از آنها اين عبارت آمده است كه راوى مىگويد : عرض كردم : فمن يحتمله ؟ جعلت فداك . « 1 » ( پس چه كس آن را حمل مىنمايد ؟ فدايتان گردم ! ) فرمودند : من شئنا . ( هركس كه ما بخواهيم . ) همچنين باز در كتاب « بصائر » از مفضل نقل شده است كه ابو جعفر عليه السّلام فرمود : انّ حديثنا صعب مستصعب ، ذكوان ، أجرد ، لا يحتمله ملك مقرّب ، و لا نبى مرسل ، و لا عبد امتحن اللّه قلبه للايمان . أمّا الصّعب فهو الّذى لا يركب بعد ، و أمّا المستصعب فهو الّذى يهرب منه إذا روى ، و أمّا الذّكوان فهو ذكاء المؤمنين ، و أمّا الأجرد فهو الّذى لا يتعلّق به شىء من بين يديه و لا من خلفه ، و هو قول اللّه : « اللّه نزّل أحسن الحديث ، فأحسن الحديث حديثنا ، لا يحتمل أحد من الخلائق أمره بكماله حتّى يحدّه ، لأنّه من حدّ شيئا فهو أكبر منه . و الحمد للّه على التّوفيق و الانكار هو الكفر . « 2 » ( حديث ما توسن سركش و رام نشدنى و تيزرو و برهنه و بىلجام است . هيچ‌كس ياراى حمل آن را ندارد ؛ نه فرشتهء مقرب و نه پيامبر مرسل و نه بنده‌اى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده است . اما سركش است چون هيچ‌كس تاكنون بر او سوار نگشته است ، و اما رام‌نشدنى و تسليم‌ناپذير است زيرا هنگامى كه روايت مىشود از آن مىگريزند ، و اما تيزرو و تندگام است زيرا مايهء تيزهوشى و هوشيارى مؤمنان است ، و اما برهنه و بىلجام است يعنى هيچ‌چيز و هيچ‌كس نمىتواند از پيش رو يا پشت سر بر او

--> ( 1 ) . همان ، ص 42 . ( 2 ) . همان ، ص 44 .