السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
28
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
عادى آنها را نمىپذيرند ؛ يا بدين جهت كه آنها را خلاف بديهيات مىدانند ، يا از اينرو كه اين حقايق را با آنچه كه عقل و خرد ايشان پذيرفته است ناسازگار مىيابند . از اينجا آشكار مىشود كه نحوهء ادراك اين معارف و دريافت حقيقت آن ، غير از نحوهء ادراك عقلى و فكرى است ؛ پس اين را بدان ! و ديگر از رواياتى كه در اين خصوص رسيده است اين خبر مستفيض مشهور « 1 » است كه مىفرمايد : إنّ حديثنا صعب مستصعب ، لا يحتمله إلّا ملك مقرّب أو نبىّ مرسل ، أو عبد مؤمن إمتحن اللّه قلبه بالايمان . « 2 » ( حديث ما دشوار و بسيار دشوار است و كسى ياراى حمل آن را ندارد مگر فرشتهاى مقرب يا پيامبرى مرسل يا بندهء مؤمنى كه خداوند دل او را به ايمان آزموده است . ) و روايت ديگرى كه در اين زمينه بيش از حديث پيشين دلالت بر مقصود دارد ، اين روايت است كه در كتاب « بصائر » به طور مسند « 3 » از ابى صامت نقل شده است كه گفت : شنيدم ابا عبد اللّه عليه السّلام مىفرمايد : إنّ من حديثنا ما لا يحتمله ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل ، و لا عبد مومن . « 4 » ( همانا پارهاى از حديث ما را نه فرشتهء مقرب و نه پيامبر مرسل و نه بندهء با ايمان ، هيچكدام بر نمىدارند . )
--> ( 1 ) . برخى تفاوتى بين خبر « مشهور » و « مستفيض » قائل نيستند اما با نگاهى دقيقتر مىتوان گفت كه حديث مسند به اعتبار تعداد راويان به دو قسم مستفيض و مشهور تقسيم مىشود . مستفيض ، خبرى است كه راويان آن در هر طبقه از سه نفر بيشتر باشد اما به حدّ تواتر نرسد . در واقع حديث مستفيض در ابتدا و انتهاى خود به طور يكسان متّصف به استفاضه است ، اما در مشهور ممكن است گاهى در ابتدا يا انتهاى طبقات ، عدد مورد نظر در حديث مستفيض تحقق نيابد . - و . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 183 . - و . ( 3 ) . « مسند » خبرى است كه نام همهء راويان آن ذكر شده و سلسلهء راويان آن كامل باشد . اصول الحديث ، عبد الهادى فضلى ، ص 97 . - و . ( 4 ) . بصائر الدرجات ، ص 43 . - و .