السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
27
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
فراتر از آن كه تنها با ذكر خدا و ياد او به دست مىآيد ، راه نمىبرد . پس ، غير از زندگانى دنيا ، چيز ديگرى وجود دارد كه در طول آن است كه بسا علم به آن مىرسد و بسا فقط در حدّ حيات دنيا توقف مىكند . بيان بيشتر دربارهء اين مطلب بايستى از آنچه كه در اواخر اين فصول خواهد آمد پىگرفته شود ، ان شاء اللّه العزيز ، و در اخبار و روايات در خصوص اين مطلب ، بياناتى در كتاب « بحار » و كتاب « محاسن » رسيده است كه از آن جمله اين سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه فرمود : ( إنّا معاشر الأنبياء ، نكلّم النّاس على قدر عقولهم . ) « 1 » ( ما گروه پيامبران ، با مردم به اندازهء خرد ايشان سخن مىگوييم . ) مىگويم : چنانكه آشكار و پيداست ، اين تعبير هنگامى درست و نيكو است كه امورى فوق فهم مردم وجود داشته باشد . و اينكه حضرت در متن حديث فرمودند : نكلّم و نفرمودند : بگوييم يا بيان كنيم يا يادآورى كنيم و مانند اينها ، خود نشانگر اين است كه معارفى را كه انبيا عليهم السّلام تبيين كردهاند ، همانا به فراخور خرد امتهاى خويش سخن گفتهاند و در اين راه ، روش گراييدن از دشوار به آسان را پيشه كردهاند ، نه اينكه پيامبران تنها به همين مقدار از معارف و بيان مسائل به منظور همراهى و ارفاق به عقول ضعيف و خردهاى خرد بسنده كرده و از تمامى مردمان ، تنها به برخى عنايت كرده باشند . به عبارت ديگر ، تعبير فوق ناظر به كيفيت است نه به كميت ، و نشان مىدهد كه حقيقت اين مطلب وراى فهم عقلهايى است كه در شناخت معارف ، به وسيلهء برهان و جدل و خطابه سير مىكنند . و انبيا عليهم السّلام اين حقايق و معارف را به جميع طرق و شيوههاى عقلى ، از برهان و جدل و وعظ ، با بيانى رسا تبيين فرموده و در شرح و توضيح اين مسائل ، هر راهى را كه امكانپذير بوده است پيش گرفتهاند . و از اينجا دانسته مىشود كه اين حقايق و معارف داراى مرتبهاى فراتر از بيان لفظى هستند كه اگر از آن مرتبهء رفيع و و الا به مرتبهء بيان و لفظ تنزل كنند ، عقول
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 1 ، ص 106 و المحاسن ، ج 1 ، ص 195 . - و .